|
تا قیام قائم - عج معرفی مقامات ولی زمان حضرت اباصالح المهدی-عجل الله تعالی ظهوره الشریف
| ||
|
متن روایت: [ یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱۱ ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
یقین داشته باشید کسی که صادقانه در جستجوی امام عصر ارواحنا فداه باشد و در راه آن حضرت خدمت نماید و درباره تعجیل ظهور آن بزرگوار دعا و تلاش نماید، سرانجام راه به جایی می برد و روزنه ای به سویش گشوده می شود؛ بنابراین از کمک و فداکاری نسبت به آن حضرت که دوران غیبت-همچون ریسمانی که دشمنان به گردن اول مظلوم عالم هستی حضرت امیر المومنین علیه السلام افکندند، و دستان آن بزرگوار را بستند-دستان آن حضرت را بسته است؛ دست بر ندارید. و با تلاش در راه ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه و فراهم کردن مقدمان آن، تاری از ریسمان غیبت را پاره کنید. اطمینان داشته باشید اگر کسی از خورشید تابناک وجود او در زندگی بهره مند شود و شکی به خود راه ندهد، منظور نظر حضرتش قرار می گیرد و آن بزرگوار با کلامی یا پیامی یا نگاهی خاطر او را خشنود و قلبش را شاد می نماید؛ زیرا ممکن نیست کسی در جستجوی حقیقتی باشد و در راه آن قدم بردارد، مگر آنکه سرانجام به همه مقصود خویش و یا به مقداری از آن دست می یابد. حضرت امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: کسی که در جستجوی چیزی باشد به تمام آن یا مقداری از آن می رسد. شما با قاطعیت و یقین معتقد باشید که اینک گرچه دوران تاریک غیبت است و نوبت اظهار ولایت و قدرت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نرسیده؛ ولی با این وجود آن حضرت قطب دائرهً امکان و امیر عالم هستی هستند و ولایت مطلقه آن بزرگوار سراسر جهان را فرا گرفته است. در زیارت آن حضرت می خوانیم : سلام بر شما ای قطب عالم هستی همه موجودات عالم هستی در عصر تاریک غیبت و همچنین در دوران نورانی ظهور در پرتو ان وجود مقدس به زندگی ادامه می دهند و مدیون امامت و رهبری آن بزرگوار می باشند. نه تنها ذرات مادی جهان بلکه بزرگان عالم که مسیحا نفسند تابع و پیرو فرمان ان بزرگوارند؛ بلکه شخص حضرت عیسی دم مسیحایی و مقام ارزشمند خود را به یمن وجود ان حضرت و آباء گرامی آن بزرگوار به دست آورده است. و نه تنها در عصر ظهور که اکنون نیز در تحت لوای امامت و رهبری آن بزرگوار به انجام وظیفه مشغول است. در زیارت امام زمان ارواحناه فداه می خوانیم: سلام بر شما ای رهبر مسیح. این ولایت و رهبری مخصوص روزگار پر شکوه ظهور نیست، بلکه اکنون نیز حضرت عیسی در جایگاه عظیم خود افتخار پیروی از مقام امامت و رهبری آن بزرگوار را دارا می باشد. [ شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳۸ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
حضرت مهدی(عج) ادامه حضرت زهرا(س) و آیینه تمام نمای او
است. اهداف حضرت مهدی(عج) اهداف حضرت فاطمه(س) و راه او، راه آن حضرت است. حضرت مهدی(عج) از فرزندان فاطمه(س)به شمار می رود. در روایت[1]، فاطمه(س) رحمت جهانیان خوانده شده است. فاطمه(س) با نام مهدی(عج) شاد میشد و با یاد او خود را تسلّی میداد. بدون مهدی(عج) تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین بود. فاطمه(س) به چنین فرزندی می بالد و مهدی(عج) برچنین مادری فخر می فروشد. بین این دو بزرگوار ارتباطی ویژه و مشابهت هایی وجود دارد که ابتدا به برخی از ارتباطها سپس به برخی ازتشابهها اشاره می کنیم: 1. حضرت مهدی(عج) فرزند حضرت غیر امامیه قبول دارند، این است که حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا(س) است . در این زمینه، روایات فراوانی داریم که به یک نمونه اشاره می کنیم. پیامبر اعظم(ص) در روایت زیبایی ، دخت گرامی خود را به مهدی (عج) بشارت می دهد و میفرماید: بشارت بر تو که مهدی از نسل تو است[2]. 2. یاد مهدی(عج) تسلی دهنده خاطر حضرت در بستر مرگ بود و حضرت زهرا(س) حال پدر را مشاهده کرد، گریست و کم کم صدایش بلند شد. پیامبر(ص) سربلند کرد و علت را جویا شد. حضرت زهرا(س) عرض کرد: بعد از شما از تباهی وضایع شدن دین و عترت می ترسم. این جا بود که او را دلداری و تسلای خاطر داد به این که مهدی امت از نسل تو ظهور می کند و ریشه گمراهی را میکَنَد[3]. 3. فاطمه(س) الگوی مهدی(ع) الگوی مناسب ازجمله روشهای اسلام برای ارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقامهای معنوی است. خداوند متعالی، پیامبر(ص) وحضرت ابراهیم(ع) و پیروان واقعی او را الگو معرفی می کند[4]. درحدیث زیبایی، امام زمان مادر خود را الگوی نیکو معرفی می کند: َ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة[5] برخی از تشابههای این دو 1. اولین و آخرین است[6] و امام رضا(ع) لقب سید خلق را به فرزند گرامیاش حضرت مهدی(ع) داد.[7] 2- که پیامبر اعظم(ص) به دخترش فاطمه(س) و به فرزندش حضرت مهدی(عج) داد. پیامبر فرمود: آیا نمی دانی که دخترم پاک و پاکیزه است[8]، و فرمود: خداوند در صلب امام عسکری(ع) نطفه ای مبارک، پاک و پاکیزه تعبیه کرد[9]. 3- زهرادارد مبارکه و از القاب حضرت مهدی (عج) مبارک است و هر دو وجود باعث خیر و برکت هستند. 4- زکی او طیبه هست و او طیب او مطهره هست و او مطهر او تقیه هست و او تقی او نقیه هست و او نقی او محدثه هست و او محدث او منصوره هست و او منصور او صدیقه هست و او صادق المقال (راست گفتار) او صابره هست و او صابر او معصومه هست و او معصوم او نور اهل آسمان هست و او نور اهل زمین او شفیعه قیامت هست او شفیع قیامت هر دو، ستاره درخشان و کوکب دری هستند هر دو، غوث و فریادرس هستند هر دو، عنایت خاصی به زوار امام حسین (ع) دارند هر دو در دنیا زهد دارند هر دو از عابدان زمانه هستند هر دو با انحرافها و بدعتها مبارزه می کنند هر دو، غم خوار مسلمانان به ویژه شیعیان هستند هر دو در ایثار بر دیگران مقدم هستند هر دو، مورد علاقه شدید پیامبر هستند 5- ُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظلُومَة[10] حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت همسرش فرمود: ُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص لَمْ تَزَلْ مَظْلُومَةً مِنْ حَقِّهَا مَمْنُوعَة[11] فاطمه دختر پیامبر(ص) همواره ستم دیده و از حق خود محروم بود. حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت و غربت فرزندش مهدی(عج) نیز میفرماید: صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ [12] صاحب این امر ، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است. مرحوم میرجهانی می گفت: در عالم رؤیا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صدیقه(س) را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسی خواند. وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت این گونه است «دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در این زمان دل فرزند من شکسته تر است»[13] بیایید با هم ، با شناخت آنها و عمل به وظیفههایمان در زمان غیبت ، این دو مظلوم را از مظلومیت برهانیم. پینوشتها: [1] . حدیث لوح ، [ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٢ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
احترام امام رضا(ع) به قائم آل محمد عبدالرضا بن محمد در کتاب خود «تأجیج نیران الا حزان فی وفات سلطان خراسان» می نویسد : روایت شده است که وقتی دعبل خزاعی قصیده معروف خود را در محضر امام رضا (ع) خواند ، به این شعرش که رسید : خروج إمام لا محالة خارج یقوم علی إسم الله بالبرکات
ناگزیر امام از ما خروج خواهد کرد ، و او به نام خدا و برکات الهی قیام می کند . حضرت رضا (ع) برخاست و بر روی قدم های مبارک خود ایستاد، دست راست را بر سر نهاد و در حالی که سر را مقداری به طرف زمین فرود آورد دعا کرد و فرمود : اللّهمّ عجّل فرجه و مخرجه ، و انصرنا به نصراً عزیزاً. إلزام الناصب: 1/271،کرامات الرضویّة:1/241
خداوندا؛ در فرج و ظهور او شتاب کند ، و ما را با فرج او یاری فرما . و استاد بزرگوار ما محدّث نوری در کتاب«نجم الثاقب»می فرماید: نسبت به برخاستن هنگام شنیدن نام «قائم(ع)»به روایتی که به آن تصریح کند آگاهی نیافتم ، ولی این مسأله را بعضی از علماء از دانشمند متبحّر سیّد عبدالله نوۀ محدّث جزائری (رحمة الله) سوال کرد ،آن بزرگوار جواب داد: روایتی در این زمینه دیده ام که مضمونش چنین است: در مجلس حضرت رضا (ع) نام شریف قائم(ع) به میان آمد وآن حضرت به خاطر احترام کردن به آن نام مبارک از جای خود برخاست . و این روش در میان اهل سنت نسبت به شنیدن نام پیغمبر اکرم (ص) متداول است .
نجم الثاقب:523،الزام تاناصب:1/271،و در آن نقل شده است که از امام صادق (ع) از علت قیام کردن هنگام شنیدن لفظ«قائم»که از القاب حضرت حجّت (ارواحنا فداه) است سوال شد. آن حضرت فرمود: زیرا او غیبتی طولانی دارد ، و از بسیاری لطف و محبتی که به دوستانش دارد هنگامی که کسی او را به این لقب که یاد آور دولت او و افسوس خوردن به غربت و تنهائی او است یاد کرد به او نگاه می کند وسزاوار است که بنده فرمانبردار زمانی که مولای بزرگوارش به او نگاه می کند بخاطر تعظیم او قیام کند و از جای خود برخیزد ،پس باید قیام کرد و از خدای تبارک و تعالی تعجیل فرجش را تقاضا نمود. [ سهشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٧ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
از کدام آیه می توان دریافت که اعمال مردم بر امام زمان عرضه می شود؟ قرآن می فرماید: «و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤ منون و ستردون إ لی علم الغیب و الشهدة فینبئکم بما کنتم تعملون » « بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند و به زودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردید خبر می دهد. » [ شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٤٧ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
"ابتداء بحمد من هو اولى بالحمد و الطول و المجد. الحمد الله على ما انعم، و له الشکر على ما الهم، و اثناء بما قدم من عموم نعم ابتَداها، و سبوغ آلاء اسدادها، و احسان منن والاها. احمده بمحامد جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن المجازاه امدها، و تفاوت عن الادراک ابدها، و ندبهم لا ستزادتها بالشکر لاتصالها، و استخذى الخلق بانزالها، و استحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها. و اشهد ان لا اله الله وحده لا شریک له، کلمه جعل الاخلاص تاءویلها، و ضمن القلوب موصولها، و ابان فى الفکر معقولها. الممتنع من الابصار روینه، و من الالسن صفته، و من الاوهام الا حاطه به. ابتدع الاشیاء لا من شى ء کان قبلها، و انشاها بلا احتذاء امثله امتثلها. کونها بقدرته و ذراها بمشیته، من غیر حاجه منه الى تکوینها و لا فائده له فى تصویرها الا تثبیتا لحکمته، و تنبیها على طاعته، و اظهارا لقدرته، و دلاله على ربوبیته و تعبدا لبریته، و اعزازا لدعوته. ثم جعل الثواب على طاعته، و وضع العقاب على معصیته، ذیاده لعباده عن نقمنه و حیاشه لهم الى جنته. بعثه الرسول الاعظم صلى الله علیه و آله و مسیر الرساله. و اشهد ان ابى محمدا عبده و رسوله، اختاره قبل ان یجتبله، و اصطفاه قبل ان یبتعثه، و سماه قبل ان یستنجبه، اذ الخلایق بالغیب مکنونه، و بستر الاهاویل مصونه، و بنهایه العدم مقرونه، علما من الله تعالى بمائل الامور، و احاطه بحوادث الدهور، و معرفه بمواقع المقدور. ابتعثه الله اتماما لامره، و عزمته على امضاء حکمه، و انفاذا لمقادیر حتمه. فراى الامم فرقا فى ادیانها، عکفا على نیرانها، عابده لاوثانها، منکره لله مع عرفانها. فانار الله بابى محمد صلى الله علیه و آله ظلمها، و فرج عن القلوب بهمها، و جلا عن الابصار عمهها، و عن الانفس غمها. و قال فى الناس بالهدایه فانقذهم من الغوایه، و بصرهم من العمایه، و هداهم الى الدین القویم، و دعاهم الى الطریق المستقیم . ثم قبضه الله عز و جل الیه قبض رافه و رحمه و اختیار، رغبه بمحمد عن تعب هذه الدار، موضوعا عنه اعباء الاوزار، محفوفا بالملائکه الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاوره الملک الجبار. صلى الله على ابى نبیه و امینه الوحى و صفیه و خیریه من الخلق و رضیه، فعلیه الصلاه و السلام و رحمة الله و برکاته." "خدا را بر نعمتهای بیکرانش ستایش نموده و بر آنچه الهام فرمود سپاس میگزارم و بر مواهبی که پیشاپیش ارزانی داشت، میستایم. بر نعمتهای جهانشمولی که آفرینش آنها را آغاز فرمود و بر موهبتهای گستردهای که به ما عنایت کرد و نعمتهای گرانی که پی در پی بر ما باراند. نعمتهایی که شمارش آنها از شمار فراتر، و مرزهای آن از هر مزد و پاداشی پر شکوهتر و افزونتر، و آغاز و انجام آنها از قلمرو درک و دریافت ما فراتر است. بر او که بندگان را به سپاس از نعمتها فرا خواند تا با سپاس آنها باز هم بر نعمتهایشان به طور بیدوام بیافزاید و با گستردن خوان نعمت بیکران خویش، ستایش مردم را متوجه خویش ساخته و با فراخوان به سوی این نعمتها، آنها را دو چندان گردانید. و گواهی میدهم که جز خدای یکتا، خدایی نیست و همتا و همانند و شریکی ندارد. سخنی است که روح آن را اخلاص قرار داد و دلهای شیفتگان به حق را به آن گره زد و مفهوم و آثار آن را در اندیشهها پرتوافکن ساخت. خدایی که دیدنش با چشمها نشاید و با این زبان، بیان وصف او نه ممکن، و درک ذات پاکش برای خردها، میسر نیست. پدیدههای هستی را بیآنکه پیش از آنها چیزی باشد، پدید آورد و بیآنکه الگو و مثال و قالبی باشد، آنها را ابداع و ایجاد فرمود. آنها را در پرتو قدرت وصفناپذیر و اراده خویش آفرید، بیآنکه به آفرینش آنها نیازی داشته باشد، یا سودی از صورتبندی آنها به او بازگردد. جز اینکه میخواست حکمت خویش را از این راه آشکار سازد و مردم را به فرمانبرداری از خود هشیار گرداند. قدرت بیکرانش را از این راه به نمایش نهد و مردم را به بندگی و پرستش خویش رهنمون گردد و دعوت نجاتبخش پیام آورانش را عزت و قدرت بخشد. و گواهی میدهم که پدرم محمّد، برگزیده و فرستادهی اوست. پیش از آنکه او را برای نجات و هدایت مردم بفرستد برگزید و پیش از آنکه او را بیافریند برای این مقام والا نامزد ساخت، و پیش از اینکه او را برانگیزد به پیامبریش برگزید. در آن هنگام که بندگان در جهان غیبت پنهان و در پشت پردههای هراسآور نیستی پوشیده و به آخرین مرحلهی نیستی نزدیک بودند. این بدان خاطر صورت گرفت که خداوند از آینده و فرجام کارها آگاه بود و به حوادث روزگار احاطه داشت و مقدرات را به خوبی میشناخت. او پیامبر را برانگیخت تا فرمانش را کامل سازد و حکم خویش را اجرا و مقدرات خود را نفوذ بخشد. پیامبرش پس از برانگیخته شدن، امتها را دید که آیینهای پراکندهای برگزیدهاند. گروهی در برابر آتش کرنش میکنند و دستهای بتهایی را که خود تراشیدهاند، میپرستند و با این که آفریدگار خویش را در پرتوی فطرت خداگرایانهی خویش شناختهاند، به ناروا او را انکار میکنند. خدای پر مهر در پرتوی نورافشانیهای محمّد، تاریکیها را بر چید و روشن ساخت و ابرهای تیره و تار را از برابر اندیشهها و دیدگان زدود. او به منظور هدایت بشریت به پا خاست و آنان را از گمراهی رهایی بخشید و دیدگانشان را بینا ساخت و به آیین استوار، رهنمون گشت و به راه راست فرا خواند. سپس خدای پر مهر روح تابناک پیامبرش را با نهایت مهر و محبت و از سر رغبت و رأفت به سوی خود برد. آری محمّد از رنج این جهان آسود و اینک در میان فرشتگان و خشنودی پروردگار آمرزنده و در جوار قرب فرمانروای پرشکوه این جهان و آن جهان قرار دارد. درود خدا بر پدرم، همو که پیامآور پروردگار، امانتدار وحی، برگزیدهی وی از میان همه، و مورد خشنودی او بود و سلام و رحمت و بخشایش خدا و برکاتش بر او باد."
ثم التفتت علیها السلام الى اهل المجلس و قالت: "انتم عباد الله نصب امره و نهیه، و حملة دینه و وحیه، و امناء الله على انفسکم، و بلغاوه الى الامم. و زعیم حق له فیکم، و عهد قدّمه الیکم و بقیه استخلفها علیکم، کتاب الله النّاطق، و القرآن الصّادق، و النور السّاطع، و الضیاء اللامع، بیّنة بصائره، منکشفة سرائره، و متجلیّة ظواهره، مغتبطه به اشیاعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مود الی النجاة استماعه، به تنال حجج الله المنوره، و عزائمه المفسره و محارمه المحذره، و بیّناته الجالیه، و براهینه الکافیه، و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه، و شرائعه المکتوبه. فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصّلاه تنزیها لکم من الکبر، و الزکاة تزکیه للنفس و نماءً فى الرزق، و الصّیام تثبیتا للاخلاص، و الحج تشییدا للدین و العدل تنسیقا للقلوب، و اطاعتنا نظاما للمله، و امامتنا امانا من الفرقه، و الجهاد عزاللاسلام، و الصبر معونه على استیجاب الاجر، و الامر بالمعروف مصلحه للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، و صله الارحام منماه للعدد، و القصاص حقنا للدماء، و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفره، و توفیه المکاییل و الموازین تغییرا للبخس، و النهى عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترک السرقه ایجابا للعفه، و حرّم الله الشرک اخلاصا له بالربوبیه. (فاتقوا الله حق تقاته و لاتموتن الا و انتم مسلمون) و اطیعوا الله فیما امرکم به و نهاکم عنه، فانه (انما یخشى الله من عباده العلماء) ." آنگاه دخت فرزانهی پیامبر رو به سوی مجلس کرد و فرمود: "هان ای بندگان خدا! شما پرچمداران امر و نهی او، حاملان دین و وحی وی، امانتداران خدا نسبت به یکدیگر و پیامرسانانش به سوی جامعهها و تمدنها هستید. زمامدار حق در میان شما، و نگاهدارنده پیمان خدا در دسترس همهی شماست و آنچه پیامبر پس از خویش در میان امت به امانت نهاده، کتاب گویای خدا و قرآن راستگو و نور آشکار و پرتوی پر فروغ اوست. کتابی که عملکنندگان به مقررات خویش را به بهشت پرطراوت خدا فرا میخواند و شنوندگان پیامش را به ساحل نجات راه مینماید. به وسیلهی آن، میتوان به دلایل روشن خدا دست یافت و تفسیر و بیان مقررات و واجبات او را آموخت و به ضد ارزشها و محرماتی که از ارتکاب آنها هشدار داده است، دست یافت. دلایل روشن و جلوهگر او و برهانهای کافی وی را بررسی نمود و ارزشهای اخلاقی و انسانی و آنچه مشروع و مجاز است، در آن مکتوب نگریست." "هان ای مردم! خدای جهانآفرین، ایمان را سبب تطهیر و پاکسازی شما از آلودگیهای شرک و ارتجاع قرار داد، و نماز را وسیلهی پاک ساختن شما از آفت غرور و خودبزرگبینی. زکات را باعث تزکیهی جان و افزون شدن روزیتان قرار داد و روزه را عاملی برای استواری اخلاص. طواف بر گرد خانهی خدا را وسیلهی تقویت دین، و عدالت را مایهی هماهنگی و انسجام دلها. فرمانبرداری از ما خاندان رسالت را باعث نظام دین و دولت مقرر فرمود، و امامت و پیشوایی ما را به منظور در امان ماندن از پراکندگیها. جهاد را باعث شکستناپذیری و عزت اسلام، و شکیبایی را وسیلهای برای جلب پاداش پرشکوه سرای آخرت. امر به معروف و فراخوان به سوی ارزشها را مایهی صلاح و شایستگی تودهها شناخت، و نیکی به پدر و مادر را سنگر پیشگیری از خشم خدا. پیوند با نزدیکان را وسیلهی افزونی شمار و اقتدار جامعه، و قصاص عادلانه و انسانی را عامل حفظ جانها. وفای به نذرها را برای در معرض آمرزش قرارگرفتن، و عادلانه و درست دادن کیلها و وزنها را وسیلهی مبارزه با کمبودها. هشدار از میخوارگی را سبب پاکیزگی از پلیدیها، و دوری گزیدن از تهمت زدن و نسبت ناروا دادن را، مانعی در برابر غلطیدن به وادی لعنتشدگان. وانهادن سرقت را حفظ عفت، و تحریم شرک را برای اخلاص در بندگی پروردگار. اینک که چنین است پروای خدا را آن گونه که شایسته است پیشه سازید و بکوشید که جز مسلمان، جهان را بدرود نگویید. خدای یکتا را در آنچه فراخوانده و هشدار داده است، فرمان برداری کنید و راه دانش وران یکتا پرست و پروا پیشه را در پیش گیرید. چرا که از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان واقعی و آگاهان واقعی از او می ترسند و در برابر او احساس مسئولیت می نمایند."
ایها الناس، اعلموا انى فاطمه و ابى محمد، اقول عودا و بدءا، و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا. فبلغ الرساله صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین، ضاربا ثبجهم، آخذا باکظامهم، داعیا الى سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه . یکسر الاصنام و ینکت الهام، حتى انهزم الجمع و ولوا الدّبر، حتى تفرّى اللیل عن صبحه و اسفر الحقّ عن محضه، و نطق زعیم الدین، خرست شقاشق الشیاطین، و طاح و شیظ النفاق، و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمه الاخلاص و نفر نفر من البیض الخماص . و کنتم على شفا حفره من النار، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى الاقدام. تشربون الطرق و تقتاتون القدو الورق، اذله خاسئین، تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم. فانقذکم الله تبارک و تعالى بمحمد صلى الله علیه و آله، بعد اللتیا و التى، و بعد ان منى ببهم الرجال و ذوبان العرب و مرده اهل الکتاب کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله، او نجم قرن للشیطان، او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه علیا فى لهواتها، فلاینکفىء حتى یطا صماخها باخمصه، و یخمد لهبها بسیفه مکدودا، فى ذات الله، مجتهدا فى امر الله، قریبا من رسول الله، سیدا فى اولیاء الله، مشمرا ناصحا، مجدا کادحا، و انتم فى رفاهیه من العیش، وادعون فاکهون، امنون تتربصون بنا الدوائر، و تتوکفون الاخبار، و تنکصون عند النزال، و تفرون عند القتال . آنگاه دگرباره روی سخن را به همگان کرد و فرمود: "هان ای مردم! بدانید که من فاطمه ام! و پدرم محمّد است! آنچه می گویم آغاز و فرجامش یک سخن است و در آن ناهماهنگی و ضد و نقیض نخواهد بود. نه در آنچه بر زبان می آورم چز سخن درست و عادلانه چیز دیگری خواهد بود، و نه در عمل کردنم و راهی که میپویم خطا و اشتباهی. پیامبری از میان شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او گران است. به ارشاد و هدایت شما سخت عشق می ورزید و بر ایمان آورندگان رؤوف و پرمهر بود. هرگاه نسب این پیامبر گرانمایه را بجویید، خواهید دید که او پدر من است، نه پدر دیگر زنان امت، و برادر عموزادهام، امیرمؤمنان بود، نه برادر دیگر مردان جامعه. راستی که این نسب و تبار، چه افتخارانگیز و غرورآفرین است. آن برگزیده ی خدا، رسالت خویش را از جانب خدا آغاز نمود و در اوج شایستگی آن را به پایان برد و مردم را به روشنی هشدار داد. از راه و رسم شرک گرایان روی بر تافت و بر فرق و گردن آنان شمشیر عدالت را فرود آورد و گلو های زورمداران حق ستیز را فشرد تا از شرک و ارتجاع دست بردارند و به توحید و عدالت گردن گزارند. او هماره با زبان حکمت و اندرز نیکو و دلیل و برهان سودمند، مردم را به راه خدا فرا خواند. بت ها را درنوردید و بر مغز سرکردگان ستم و شقاوت کوبید، تا اتحاد شوم آنان را گسست و فراریشان داد و با از هم پاشیدن سیاهی ها و دریدن پرده ظلمت، سپیده دم نجات و امید فرا رسید و سیمای پر جاذبه ی حق، آشکار گردید و پیشوای دین، به سخن آمد و عربده های شیاطین به خاموشی گرایید، خار و خس نفاق، از سر راه کنار زده شد و گره های کفر و دشمنی گشوده شد. و آنگاه شما در حالی که گروهی اندک و فاقد امکانات بیش نبودید، در میان گروهی سپیدچهره و امکانات از دست داده و شکم به پشت چسبیده، زبان به کلمه ی اخلاص گشوده، و ندای یکتا پرستی سر دادید. شما در آن روزگاران بر لب پرتگاه دوزخ قرار داشتید و به خاطر فقدان امکانات و اقتدار، به جرعه ای آب برای فردی تشنه، یا لقمه ای غذا برای انسانی گرسنه، و یا شعله ای آتش برای کسی بودید که شتابان در پی آب و غذا و آتش می دود و زیر دست و پاها لگد مال می شود. آن روز ها آب نوشیدنی شما گندیده و آلوده بود، و خوراکتان برگ درختان و پوست حیوانات. خوار و ذلیل بودید و مردود و مطرود، و هماره در هراس بودید که مبادا دشمنان زورمند، شما را بربایند و هستی و امکانات ناچیزتان را ببلعند. آری در آن شرایط دهشتناک بود که خدای پرمهر، شما را به برکت محمّد و به دست توانمند و اندیشه ی تابناک او از آن همه ذلت و حقارت، نجات بخشید. او با شجاعان سخت درگیر شد و با گرگ های خونخوار عرب و سرکشان حق ستیز یهود و نصاری پنجه در افکند و همه را به شکست کشانید. هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و هرگاه شاخ شیطان نمایان گشت یا اژدهایی از شرکگرایان دهان گشود، پدرم پیامبر، برادرش امیرمؤمنان را در کام آنها افکند، و آنها را به دست توانمند او سرکوب ساخت. علی هرگز از این میدانهای شرف و افتخار باز نمیگشت جز اینکه سرهای دشمنان را پایمال شهامت خود میساخت و آتش آتشافروزان را به آبشار شمشیر ستم ستیزش خاموش می ساخت. او در هر تلاش و جهادی رنج ها را به جان می خرید و برای خدا، خویشتن را فرسوده می ساخت و در راه تحقق اهداف الهی با همه ی توان می کوشید. او از نظر نسب و عقیده و راه و رسم و هدف، نزدیک ترین کس به پیامبر بود و در میان دوستان راستین خدا، سالار همگان. هماره دامن همت به کمر زده و برای خیر خواهی و نجات و نیک بختی جامعه در تلاش بود، اما شمایان در آن شرایط در آسایش و راحتی کاذب خویش، غوطه ور بودید و از خطرات در امان و از نعمت های خدا بهره می گرفتید. در انتظار این بودید که چرخ روزگار گردش خویش را بر ضد ما خاندان وحی و رسالت آغاز نماید و گوش به زنگ اخبار ناگوار برای ما بودید. به هنگام کارزار عقب می نشستید و در سختی های پیکار، فرار را بر قرار ترجیح می دادید.
الا فى الفتنه سقطوا، و ان جهنم لمحیط بالکافرین فهیهات منکم؟ و کیف بکم؟ و انى توفکون!؟ و کتاب الله بین اظهرکم اموره ظاهره و احکامه زاهره و اعلامه باهره، و زواجره لائحه، و اوامره واضحه، قد خلفتموه وراء ظهورکم. ارغبه عنه تریدون؟ ام بغیره تحکمون؟ بئس الظالمین بدلا. (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرین.) ثم لم تلبثوا الا ریث ان تسکن نفرتها و یسلس قیادها، ثم اخذتم تورون و قدتها و تهیجون جمرتها و تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى و اطفاء انوار الدین الجلى و اخماد سنن النبى الصفى . تسرّون حسوا فى ارتغاء، و تمشون لا هله و ولده فى الخمر و الضّراء، و نصبر منکم على مثل حز المدى و وخز السّنان فى الحشا و انتم الان أتزعمون ان لا ارث لنا! (افحکم الجاهلیه یبغون؟ و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون.) افلا تعلمون؟ بلى، تجلى لکم کالشمس الضاحیه انى ابنته . ایها المسلمون! ءاغلب علی ارثیه؟ اما آنگاه که خدای پرمهر، سرای پیامآوران و بهشت پرطراوت و معنویت خویش را برای برترین پیامبر خود برگزید و جایگاه بندگان برگزیدهاش را منزلگاه او ساخت، بناگاه خار و خاشاک و نفاق و کینههای درونی، در میان شما پدیدار شد و پردهی دین کنار رفت، گمراهان به صدا درآمدند و گمنامان فراموش شده قامت برافراشتند و سربلند کردند. نعرههای بیدادگران و باطلگرایان در فضا پیچید و آنان در صحنهی جامعه، به حرکت و جنب و جوش برخاستند. شیطان سرش را از نهانگاه خویش به درآورد و ندایتان داد، و دریغ و درد که شما را آمادهی پذیرش دعوت فریبش یافت. آنگاه شما را دعوت به قیام بر باطل و بیداد نمود و دید سبکبار به حرکت آمدهاید، شعلهها و شرارههای خشم و انتقام را در سینههای شما بر افروخت و آثار خشم را در شما نمایان دید. از این رو سبب شد که شما بر غیر مرکب خویش علامت نهید و جز به آبشخور خود درآیید و به چیزی دست دراز کنید که از آن شما نیست. این دستدرازی و غصب خلافت در حالی بود که هنوز چیزی از رحلت بزرگ پیشوای توحید، نگذشته بود و زخمِ کاری مصیبت ما وسیع، و جراحات ما بهبود نیافته، و پیکر پاک پیامبر به خاک سپرده نشده بود. چه دور است این پیشافتادگی از شما! راستی چه میکنید و به کجا برده میشوید؟ با اینکه قرآن در میان شماست که همه چیز آن پرتوافکن، مقررات آن درخشان، نشانههای با ارزش آشکار و هویدا، هشدارهای آن هماره در برابر دیدگان شما و دستوراتش بسان روز روشن است، اما شما آن را پشت سر افکندهاید! آیا به راستی از آن روی برتافته یا به غیر آن داوری میکنید؟ دریغ و درد که بیدادگران، بد جانشینی را برای قرآن و برنامههای آن برگزیدند و هر کس جز اسلام آیینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود." آنگاه دخت گرانمایهی پیامبر با اشاره به بلندترین گام ارتجاعی سلطهجویان، افزود: "شما مرکب خلافت را گرفتید، اما آنقد درنگ نکردید تا رام گردد و کشیدن مهار آن آسان شود. شما بناگاه آتش فتنهها را برافروختید و شعلههای آن را دامن زدید و پرشرارهتر ساختید و ندای شیطان اغواگر را پاسخ گفتید و برای خاموش ساختن انوار دین خدا و از میان برداشتن سنتهای انسانساز پیامآورش، همت گماشتید و به بهانه گرفتن کف از روی شیر، آن را تا قطرهی آخر خائنانه و در نهان به سر کشیدید. به ظاهر، سنگ دلسوزی از دین و جامعه را به سینه زدید، اما در حقیقت برای دمیدن بر کورهی جاهطلبی خود کوشیدید و برای کنار زدن خاندان وحی و رسالت کمین کردید و ما نیز بسان کسی که تیزی شمشیر بر گلو، و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد، چارهای جز شکیبایی ندیدیم. و شگفت این است که چنین وانمود میکنید که خدای برای ما از پدرمان میراث قرار نداده و من از پدرم پیامبر ارث نمیبرم. آیا به راستی نظام و حکومت و داوری جاهلیت را میخواهید؟ و برای گروهی که به مقررات خدا یقین میآورند، حکومت و داوری چه کسی بهتر از داوری خداست؟ آیا شما این حقایق را نمیدانید؟ چرا میدانید! اینها بسان نور خورشید برای شما روشن است که من دختر پیامبرم. هان ای مردم مسلمان! آیا زیبنده است که میراث پدرم به زور و فریب از من گرفته شود؟
افعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذا یقول: (و ورث سلیمان داود) و قال فیما اقتصّ من خبر زکریا اذا قال: (فهب لى من لدنک ولیا، یرثنى و یرث من آل یعقوب) و قال: (و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله) و قال: (یوصیکم الله فى اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین) و قال: (ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف، حقا على المتقین) و زعمتم ان لا حظوة لى و لا ارث من ابى؟!! افخصّکم الله بایه اخرج ابى منها؟ ام تقولون: انّ اهل ملّتین لا یتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل مله واحده؟ ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمى؟! (لکل نبا مستقر و سوف تعلمون) (من یاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم) ثم رمت علیها السلام بطرفها نحو الانصار فقالت: یا معشر النقیبه، و اعضاد المله، و حضنه الاسلام! ما هذه الغمیزه فى حقى و السنه عن ظلامتى؟! اما کان رسول الله صلى الله علیه و آله ابى یقول: "المرء یحفظ فى ولده" سرعان ما احدثتم، و عجلان ذا اهاله! و لکم طاقه بما احاول، و قوه على ما اطلب و ازاول. اتقولون مات محمد فخطب جلیل، استوسع وهنه و استنهر فتقه، و انفتق رتقه. و اظلمت الارض لغیبته، و کسفت النجوم لمصیبته، و اکدت الامال و خشعت الجبال و اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته. فتلک و الله النازله الکبرى و المصیبه العظمى، لا مثلها نازله و لا بائقه عاجله. اعلن بها کتاب الله جل ثناوه فی افنیتکم و فى ممساکم و مصبحکم، هتافا و صراخا و تلاوه و الحانا، و لقبله ما حل بانبیائه و رسله، حکم فصل و قضاء حتم. (و ما محمّد الا رسول، قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم على اعقابکم و من ینقلب على عقبیه فلن یضرّ الله شیئا و سیجزى الله الشاکرین) " هان ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن شریف، آمده است که تو از پدرت میراث بری، اما من نبرم؟ راستی که دروغِ رسوایی آوردهای و بدعتی زشت در دین مینهی!! آیا آگاهانه کتاب پر شکوه خدا را پشت سر افکندهای که میفرماید: «سلیمان از پدرش داوود ارث برد.» و نیز در سرگذشت زکریا، دعای او را ترسیم میکند که : «پروردگارا! از جانب خویش فرزندی به من ارزانی دار که از من و خاندان یعقوب ارث برد.» و نیز میفرماید: «خویشاوندان در ارث بردن از یکدیگر، از بیگانگان سزاوارترند.» و نیز میفرماید: «خداوند در مورد فرزندانتان سفارش میکند که، بهرهی پسران دوبرابر دختران است.» و نیز میفرماید: «اگر کسی ثروتی از خود به جای گذارد، بر اوست که برای پدر و مادر و بستگان، به گونهای شایسته وصیت نماید. این بر همهی پروا پیشگان حق است.» با این آیات ارث، آیا شما چنین میپندارید که من از پدرم بهرهای ندارم و از او ارثی نمیبرم؟ و هیچ نسبت و خویشاوندی میان من و او نیست؟! آیا خدا آیهای ویژهی شما فرو فرستاد که پدرم را از آن خارج ساخت؟ یا میگویید پیروان دو دین از یکدیگر ارث نمیبرند و من و پدرم یک دین و آیین نداریم؟!! یا بر این پندارید که از پدر و عموزادهام که دروازهی دانش پیامبر است، به عام و خاص قرآن آگاهترید؟ هر چیزی قرارگاهی دارد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سویش خواهد آمد، و کیفر ماندگار، دامانش را خواهد گرفت." آنگاه بزرگ بانوی عصرها و نسلها روی سخن خود را متوجه گروه انصار ساخت و با صلابت و شهامتی وصفناپذیر چنین فرمود: "هان ای جوانمردان! ای بازوان ملت! و ای یاران اسلام! آخر این نادیده گرفتن حق من و نشان دادن ضعف و غفلت در مورد آن چرا؟ این سستی و سهل انگاری در برابر ستمی که بر من رفته است، برای چه؟ چه زود شرایط را نامطلوب ساختید! و چه با سرعت به بیراهه گام سپردید! با اینکه شما هم نیروی کافی برای بازگردانیدن حقی که من برای آن میکوشم، در اختیار دارید و هم توانایی برای حمایت من. راستی چه میاندیشید؟ آیا بر این پندارید که محمّد جهان را بدرود گفت، و با رحلت او همه چیز به پایان رسید؟ و باید راه و رسم عادلانهاش وانهاده شود، و خاندانش مورد ستم قرار گیرند؟ راستی که فاجعهی رحلت او سوگی بزرگ و ضربهای دردناک بر پیکر حق بود. ضربهای که شکاف آن هر روز آشکارتر و گسیختگی آن بیشتر و وسعت آن افزونتر میگردد. آری! زمین از غروب خورشید وجود او تیره و تار شد، و ستارگان بیفروغ. امیدها به ناامیدی گرایید، و کوهها متزلزل. حرمتها شکسته شد، و با رحلت او حرمتی برای کسی باقی نماند. خدای را که این حادثهای سهمگین، سوگی بزرگ، ضایعهای جبرانناپذیر، و بلایی جانگداز بود که چیزی در دنیا به پای آن نمیرسد. اما از یاد نبرید که اگر او به سوی خدا پر کشیده است، قرآن که یکی از دو یادگارگرانبهای او در خانه های شماست، پیشتر از آن خبر داده بود، و شما بامداد و شامگاه با صدای بلند و آهسته و با لحن های گوناگون آن را می خوانید و از آن می آموزید که پیام آوران گذشته نیز، با این حقیقت روبه رو شدند. چرا که مرگ فرمان قطعی و تخلف ناپذیر خداست.... قرآن پیش از رحلت او به صراحت هشدار داد که: « و محمّد جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیام آورانی آمدند و گذشتند؛ آیا اگر او جهان را بدرود گوید یا کشته شود، شما از عقیده ی خود بر می گردید؟ و هر کس از عقیده ی خویش باز گردد، هرگز زیانی به خدا نمی رساند و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.»
ایها بنى قیله! ءاهضم تراث ابیه؟ و انتم بمراى منى و مسمع و منتدى و مجمع؟ تلبسکم الدعوه و تشملکم الخبره، و انتم ذوو العدد و العدّه، و الاداه و القوه، و عندکم السلاح و الجنه، توافیکم الدعوه فلا تجیبون؟! و تاتیکم الصرخه فلا تغیثون؟! و انتم موصوفون بالکفاح، معروفون بالخیر و الصلاح، و النخبه التى انتخبت، و الخیره التى اختیرت. قاتلتم العرب، و تحمّلتم الکد و التعب، و ناطهتم الامم و کافحتم البهم، لانبرح او تبرحون، نامرکم فتاتمرون. فانى حرتم بعد البیان؟ و اسررتم بعد الاعلان؟ و نکصتم بعد الاقدام؟ و اشرکتم بعد الایمان؟ (الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و همّوا باخراج الرّسول و هم بدووکم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مومنین) الا و قد ارى ان قد اخلدتم الى الحفض، و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض، و خلوتم الى الدعّه، و نجوتم بالضیق من السعه، فمججتم ما و عیتم و دسعتم الذى سوغتم. (ان تکفروا انتم و من فى الارض جمیعا فان الله لغنى حمید) الا قد قلت ما قلت على معرفه منى بالخذله التى خامرتکم و الغدره التى استشعرتها قلوبکم و لکنها فیضه النفس و نفثه الغیظ و خور القنا و بثه الصّدر و تقدمة الحجه. فدونکموها فاحتقبوها دبره الظهر نقیبه الخف ، باقیه العار، موسومه بغضب الله و شنار الابد، موصوله بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده. فبعین الله ما تفعلون (و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون) و انا ابنه نذیر لکم بین یدى عذاب شدید، فاعملوا (انا عاملون و انتظروا انا منتظرون) هان ای فرزندان اوس و خزرج! آیا من در مورد میراث پدرم مورد ستم و بیداد قرار گیرم با اینکه شما شرایط مرا می نگرید و سخنان مرا می شنوید و دارای انجمن و توان و آمادگی فراوانی هستید؟ شما ندای دادخواهی و فراخوان مرا دریافت می دارید اما پاسخ نمی دهید، و ناله ی مظلومیت من به گوش شما می رسد اما مرا یاری نمی کنید، و این در حالی است که به رزم آوری و پیکارگری وصف شده اید و به خوبی و شایستگی شهرت یافته اید و برگزیدگانی هستید که به وسیله ی پیامبر انتخاب شده اید. شما در راه یاری قرآن و پیامبر، با حق ستیزان عرب کارزار کردید و رنج جهاد را به جان خریدید. با گروه های گوناگونی کارزار کردید و با شجاعان، بی هیچ دلهره پیکار نمودید. شما همواره فرمان ما خاندان وحی و رسالت را، اطاعت می کردید تا بدین وسیله آسیای اسلام بر محور وجود ما به گردش در آمد، و شیر در پستان روزگاران فزونی یافت، و نعره ی تجاوزکارانه ی شرک در گلوها بند آمد، و شعله های کفر به خاموشی گرایید و فراخوان به آشوب و فتنه، در نطفه خفه شد، و دین خدا در جامعه و دلهای مردم استوار گردید. اما اینک که مرز ارزشها و ضد ارزشها به وسیله ی پیامبر ترسیم شده است، چرا بهت زده مانده اید؟ و پس از روشن شدن حقایق، چرا آن را پوشیده می دارید؟ و چرا پس از بستن پیمان، اینک عهد های خویش را می شکنید؟ و چرا پس از ایمان، دگر باره راه شرک را پیش گرفته اید؟ چرا با گروهی که پیمان های خود را شکستند و آهنگ بیرون راندن پیامبر را نمودند، کارزار نمی کنید؟ در حالی که آنان نخستین بار پیکار با شما را آغاز کردند. آیا از آنان می ترسید با اینکه سزاوارتر است که از او (خدا) بترسید، اگر ایمان دارید. هان به هوش باشید! شما را چنین می نگرم که به تن آسایی خو گرفته، و شخصیت والایی را که برای هدایت جامعه و تدبیر امور و رفع گرفتاری ها از همه شایسته تر و پرتوان تر بود کنار زده، و به تنبلی و خزیدن در خلوت تن سپرده اید. هنگامی که گشایش در کارها یافتید از سختی انجام مسؤلیت به فراخنای زندگی راحت طلبانه خزیدید. و سر انجام هر آنچه از ایمان و شناخت به آسانی حفظ کرده بودید، ناخواسته بیرون افکندید، و هر آنچه نوشیده بودید به اکراه بالا آوردید. اما هشدارتان باد که اگر شما و هر که در روی زمین است همگی کفر ورزید، این کارتان به خدا زیانی نمی رساند، چرا که خداوند بی نیاز از همگان و ستوده است. هان! به هوش باشید که آنچه می بایست، من با شناخت کامل به شما گفتم با این که خوب میدانم که وانهادن حق و یاری نکردن آن، اینک با پوست و گوشت شما در آمیخته، و نیرنگ و دجالگری، قلب شما را ربوده است، اما این سخن به خاطر لبریز شدن جان و بیرون افکندن خشم درونی و اندوهی است که در کران تا کران سینه و گستره ی قلبم موج می زند. آری گفتنی هایی که گفته شد برای اتمام حجت بود. اکنون که حق را روشن ساختم ... اینک مرکب خلافت را بگیرید، اما به هوش باشید که پشتش زخم خورده، پایش شکاف برداشته، و داغ ننگ و عار بر پیشانی او باقی است، و نشان از غضب خدا و رسوایی ماندگار را، با خود دارد و سرانجام نیز به آتش خشم خدا که تا اعماق دل ها نفوذ می کند، خواهد پیوست. و من دخت همان کسی هستم که شما را از عذابی سخت، که سر راه شماست هشدار داد. پس شما هر آنچه می خواهید انجام دهید، ما نیز کار خویش را انجام می دهیم، و شما در انتظار کیفر عملکرد ظالمانه ی خود باشید که ما نیز در انتظار پاداش شکوهبار عملکرد خویش هستیم."
یا بنت رسول الله! لقدکان ابوک بالمومنین عطوفا کریما رووفا رحیما، و على الکافرین عذابا الیما و عقابا عظیما، ان عزوناه و جدناه اباک دون النساء، و اخا الفک دون الاخلاء، آثره على کل حمیم و ساعده فى کل امر جسیم، لا یحبکم الا کل سعید، و لا یبغضکم الا کل شقى!! و انتم عتره رسول الله الطیبون، و الخیره المنتجبون، على الخیر ادلتنا، و الى الجنه مسالکنا، و انت یا خیره انساء! و ابنه خیر الانبیاء، صادقه فى قولک، سابقه فى وفور عقلک، غیر مردوده عن حقک و لا مصدوده عن صدقک. و الله ما عدوت راى رسول الله!! و لا عملت الا باذنه! و انّ الرائد لا یکذب اهله، و انى اشهد الله و کفى به شهیدا، انى سمعت رسول الله یقول: نحن معاشر الانبیاء لا نورث ذهبا و لا فضه و لا دارا و لا عقارا، و انما نورث الکتاب و الحکمه و العلم و النبوه، و ما کان لنا من طعمه فلوالى الامر بعدنا ان یحکم فیه بحکمه! آنگاه ابوبکر به پاسخگویی پرداخت و گفت: "هان ای دخت گرانمایه ی پیامبر خدا! به راستی که پدرت بر مردم با ایمان پر عطوفت و پر مهر و بخشایشگر، و بر کفرگرایان و ستمکاران، عذاب و کیفری سهمگین بود. اگر نسبت او را جستجو کنیم، آن حضرت را پدر تو خواهیم یافت، نه دیگر بانوان. و او را برادر شوی گرانمایه ی تو خواهیم دید و نه دیگران. آن حضرت او را بر هر دوست و نزدیکی، برتری داد و از میان همگان، او را برگزید و شوی شهسوار تو نیز آن حضرت را درنزدیکترین و پرخطرترین کارها قهرمانانه و پر اخلاص یاری کرد. شما خاندان رسالت را دوست نمی دارد مگر نیکبخت واقعی، و با شما دشمنی نمی ورزد مگر شقاوت پیشه ی دنیا و آخرت. چرا که شمایان خاندان پاک و پاکیزه ی پیامبر خدا هستید و برگزیده ی نجیب ترین عصرها و نسل ها. شما مردم را به سوی بهشت پر طراوت خدا و راههای روشن او راهنمایی می کنید. به خدای سوگند! من گامی از دیدگاه پیامبر فراتر نخواهم گذاشت!! و جز به اذن او کاری را آغاز نخواهم نمود!! و سردمدار جامعه به مردم خویش دروغ نمی گوید!! من اینک خدای را به گواهی می خوانم و او گواهی بسنده است که من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: « ما گروه پیام آوران، نه دینار و درهمی به ارث می گذاریم و نه خانه و مزرعه ای! ما تنها کتاب و حکمت و دانش و رسالت را به ارث می نهیم، و آنچه از مواد غذایی و امکانات اقتصادی نزد ماست، همه در اختیار زمامدار پس از ما قرار خواهد گرفت تا در مورد آنها به هرگونه ای که صلاح اندیشی کند، حکم نماید!» و ما آنچه را که اینک شما در مورد آن سخن می گویی وآن را می طلبی برای خرید ساز و برگ دفاعی، اختصاص داده ایم تا مردم مسلمان به وسیله ی آن، کارزار نمایند و با کفرگزایان و سرکشان بد اندیش به پیکار برخیزند. این سیاست را به همراه همه ی مسلمانان آغاز کردم و خود به تنهایی آن را در پیش نگرفته و بر دیدگاه خویش استبداد نمی ورزم!! و اینک این حال و روز و این هم ثروت و دارایی من است که همه را در اختیار تو می گذارم! نه چیزی از شما گرفته می شود و نه برای کسی جز شما گنجینه و ذخیره می گردد. چرا که تو سالار امت پدرت هستی و درخت بارور و تناور و پاک و پاکیزه برای فرزندانت. برتری و امتیازات ویژه ی تو را کسی انکار نخواهد کرد و اصل و فرع تو را کسی نمی تواند فرو نهد و پست انگارد و فرمان تو در دارایی شخصی من نافذ است. آیا اینک روا می دانی در این مورد بر خلاف دیدگاه و عمل کرد پدرت پیامبر، رفتار کنم!؟"
سبحان الله! ما کان ابى رسول الله صلى الله علیه و آله عن کتاب الله صادفا، و لا لاحکامه مخالفا، بل کان یتبع اثره و یقفو سوره، افتجمعون الى الغدر اعتلالا علیه بالزور؟ و هذه بعد وفاته شبیه بما بغى له من الغوائل فى حیاته، هذا کتاب الله حکما عدلا، و ناطقا فصلا. یقول: (یرثنى و یرث من آل یعقوب) (و ورث سلیمان داود) فبیّن عزو جل فیما وزّع علیه من الاقساط، و شرع من الفرائض و المیراث و اباح من حظ الذکران و الاناث، ما ازاح عله المبطلین و ازال التظنى و الشبهات فى الغابرین. کلا (بل سولت لکم انفسکم امرا، فصبر جمیل و الله المستعان على ما تصفون) اینک به پاسخ شایسته و بایسته ی فاطمه سلام الله علیها به این دروغ ها، گوش جان می سپاریم: "خدای یکتا، پاک و منزه است و پیامبرش، نه هرگز از کتاب خدا روی گردانید و نه به مقرراتش مخالفت ورزید، بلکه هماره راه قرآن را پیمود و لحظه به لحظه با آیات و سوره های آن گام سپرد. آیا شما بر آنید که افزون بر نیرنگ و بیدادتان، دروغی هم به او ببندید؟ این کار شما پس از رحلت او، به سان همان دام هایی است که در زندگی، برای از میان بردن وی گستردید؟ اینک این کتاب پرشکوه خداست که میان من و شما حاکم، و سخن گوی قاطعی است که به حق داوری می کند و می فرماید: زکریا رو به بارگاه خدا کرد که : «پروردگارا! به من فرزندی ارزانی دار تا از من و خاندان یعقوب ارث برد.» و میفرماید: «سلیمان از داوود ارث برد.» « و نیز بهره ی هر کسی را در قانون ارث به روشنی بیان و نصیب هرکدام از زن و مرد را به خوبی توضیح می دهد، تا بهانه ی باطل گرایان را برطرف ساخته و پندارها و شبهه انگیزی آنها را بزداید.» نه! هرگز این گونه که شما می پندارید نیست، بلکه هواهای جاه طلبانه ی شما کاری زشت و ظالمانه را برای شما آراسته است. اینک صبری نیکو برای من بهتر است و بر آنچه شما وصف می کنید، خدا یاری دهنده است."
صدق الله و صدق رسوله، و صدقت ابنته، انت معدن الحکمة، و موطن الهدی و الرحمهة. و رکن الدین، و عین الحجه لا ابعد صوابک و لا انکر خطابک، هولاء المسلمون بینى و بینک! قلدونى ما تقلدت، و باتفاق منهم اخذت ما اخذت، غیر مکابر و لا مستبد و لا مستاثر، و هم بذلک شهود. ابوبکر در برابر باران دلائل و روشن گری های فاطمه سلام الله علیها گفت: "خدای درست گفت و پیامبر او و نیز دخت فرزانه اش، راست گفتند! تو ای دخت پیامبر! به راستی که گنجینه ی حکمت و فرزانگی، مرکز هدایت و رحمت، پایه و اساس دین و آیین، و سرچشمه ی دلیل و برهان هستی. من نه گفتار درست تو را به دور می افکنم و نه سخنانت را انکار نموده و بر آن عیب می جویم. اینک این مردم مسلمان میان من و تو داور باشند. این قلاده ای که من به گردن دارم اینان به گردنم افکنده اند، و آنچه را گرفته ام، به همراه آنان گرفته ام. نه به آفت خود بزرگ بینی و خود کامگی و استبداد گرفتارم و نه آنچه را مصادره کرده ام به انحصار خویش در آورده ام و این مردم یکسره به آنچه من می گویم، گواهند!"
"معاشر الناس! المسرعه الى قیل الباطل، المغضیه على الفعل القبیح الخاسر. (افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها) کلا، بل ران على قلوبکم ما اساتم من اعمالم، فاخذ بسمعکم و ابصارکم، و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم و شر ما اعتضتم. لتجدن و الله محمله ثقیلا و غبه وبیلا. اذا کشف لکم الغطاء و بان ما وراءه الضراء و بدالکم من ربکم ما لم تکونوا تحتسبون و خسر هنالک المبطلون." "هان ای مردم! ای کسانی که به سوی بافته های پوچ و بی اساس شتاب می کنید! و در برابر عملکرد زشت و زیانبار، دیده بر هم می نهید، آیا در قرآن شریف نمی اندیشید؟ یا بر قلب های شمایان قفل زده شده است؟ نه، این گونه که شمایان می پندارید نیست، بلکه دلیل گمراهی و ستم پذیریتان، آن است که عملکرد زشت و ناهنجار شما پرده ی ضخیمی بر قلبهایتان افکنده و گوش و چشم شما را فرو پوشانده است. به خدای سوگند بار غصب فدک و غاصب آن بسیار گران و فرجام این عملکرد ظالمانه را سخت زیان بار خواهید یافت. آنگاه که پرده ها از برابر دیدگان شما فرو افتد و از پی آن نگون بختی و رو سیاهی شما آشکار گردد، و از سوی پروردگارتان کیفر سهمگینی که گمان آن را نمی بردید، گریبانتان را بگیرد، درست آنجاست که باطل گرایان زیان خواهند دید. برگرفته از کتاب: فاطمه سلام الله علیها از ولادت تا شهادت/سیدمحمد کاظم قزوینی/ ______________________________________
[ چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳٥ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
این وصیتی است که فاطمه دختر پیغمبر خدا (ص) می نویسد: فاطمه شهادت می دهد که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد حضرت محمد (ص) بنده و پیامبر او است بهشت بر حق و دوزخ بر حق است قیامت خواهد آمد و شکی در آن نیست خداوند کلیه افرادی را که در قبرها دفع شده اند برمی انگیزد یا علی من فاطمه دختر حضرت محمد (ص) می باشم خدا مرا در دنیا و آخرت برای شما تزویج کرد یا علی شما از دیگران برای تجهیز من مقدم هستی مرا حنوط کن غسل بده شبانه مرا دفن کن در تاریکی شب بر من نماز بگزار در ظلمت شب مرا به خاک بسپار هیچکس را از سفر آخرت من خبر مکن من شما را به خدا می سپارم و به فرزندانم تا قیامت سلام می رسانم ---------------------------------------------------------------------- زمانی شب فرا رسید حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام پیکر مطهر و مقدس و این حورای انسیه را با اندوهی عظیم غسل داد و در میان تابوت نهاد و رو به مولایمان حسن علیه السلام فرمودند: ابوذر را بیاور وقتی ابوذر آمد جنازه نورانی آن بانوی مظلومه را در محل نماز قرار دادند بر وجود آسمانی زهرای محمد (ص) نماز خواندند آن گاه حضرت مولانا و سیدالوصیین بعد از نبی دست های غریبی خود را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: پروردگارا این پیکر یاک دختر پیغمبر تو است که تو او را از دنیای ظلمانی به طرف نور بردی و او همه گستره زمین را نورانی نمود هنگامی که تصمیم گرفتند جنازه آن مظلومه را دفن کنند صدایی از یکی از بقعه های بقیع شنیده شد که می گفت: الی الی به سوی من! به سوی من! زیرا تربیت و سرشت او از من اخذ شده است آنان زمانی که نگاه کردند با قبری آماده روبرو شدند تابوت را به سوی آن قبر بردند و پیکر ملکوتی حضرت زهرا را به آن قبر سپردند حضرت امیرالمومنین حیدر علی علیه السلام بر کنار قبر نشستند و فرمودند: ای قبر! من امانت خود را به تو می سپارم این بدن دختر رسول خاتم الهی است ناگاه صدایی شنیدند که می فرمود: یا علی! امشب من از تو به او مهربان ترم برگرد و مهموم مباش! حضرت مولا علی علیه السلام قبر را پر کردند و با زمین همسطح کردند تا علامتی نداشته باشد و پنهان باشد و ناپیدا بماند این قبر تا صبح ظهور حضرت مولای زمین و زمان حضرت مهدی صاحب امر مخفی خواهد بود بازماندگان زهرا به خانه بازگشتند و به عزاداری مخفی و گریه مخفی و بغض پنهانی پرداختند و شیعیان علی و زهرا را تا قیام قائم آل محمد (عج) عزادار ساختند بارالها به حرمت بازماندگان غمگین حضرت زهرا به خاطر انتقام مظلومیت های مادر سادات و خانم هر دو عالم زهرای معصومه مظلومه و فاطمه منصوره مغضوبه در ظهور محیی معالم دین و اهله و معز المومنین المستضعفین خلیفه بر حق و حجت بر حق و ولی امر خودت حضرت بقیت الله الاعظم مولا اباصالح المهدی تعجیل فرما [ پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱۱ ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَبُعْدَ الْمَعْصِیَةِ خدایا روزى ما کن توفیق اطاعت و دورى از گناه وَصِدْقَ النِّیَّةِ وَعِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَاَکْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ و صدق و صفاى در نیت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِکْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا زبانهاى ما را به درستگویى و حکمت و لبریز کن دلهاى ما را از دانش و بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناک و بازدار دستهاى ما را از ستم وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خیانت و ببند گوشهاى ما را از شنیدن وَالْغیبَةِ وَتَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ و غیبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسایى و خیرخواهى کردن و بر دانش آموزان بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَعَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَعَلى به کوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پیروى کردن و پند گرفتن و بر مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَعَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ بیماران مسلمان به بهبودى یافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت وَالرَّحْمَةِ وَعَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّکینَةِ وَعَلَى الشَّبابِ و مهربانى کردن و بر پیرانمان به وقار و سنگینى و بر جوانان بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَعَلَى النِّساَّءِ بِالْحَیاَّءِ به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَعَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ به فروتنى و بخشش کردن و بر مستمندان به شکیبائى و قناعت و بر پیکار کنندگان بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَعَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ به یارى و پیروزى و بر اسیران به رهایى یافتن و آسودگى و بر زمامداران بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَعَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاِْنْصافِ به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و برکت ده لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما براى حاجیان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ اعمال حج و عمرة بوسیله فضل و رحمت خودت اى مهربانترین مهربانان [ جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٧ ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
سَلامٌ عَلى آلِ یسَّ اَلسَّلا مُ عَلَیْکَ یا داعِىَ اللَّهِ وَرَبّ انِىَّ آیاتِهِسلام بر آل یسین سلام بر تو اى دعوت کننده به خدا و عارف به آیاتشاَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللَّهِ وَدَیّانَ دینِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ اللَّهِسلام بر تو اى واسطه خدا و سرپرست دین او سلام بر تو اى خلیفه خداوَناصِرَ حَقِّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ وَدَلیلَ اِرادَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَو یاور حق او سلام بر تو اى حجت خدا و راهنماى اراده اش سلام بر تویا تالِىَ کِتابِ اللَّهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فى آناءِ لَیْلِکَ وَاَطْرافِاى تلاوت کننده کتاب خدا و تفسیر کننده آیات او سلام بر تو در تمام آنات و دقایق شب و سرتاسرنَهارِکَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا میثاقَروز سلام بر تو اى بجاى مانده از طرف خدا در روى زمین سلام بر تو اى پیمان محکماللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُخدا که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد سلام بر تو اى وعده خدا که تضمینش کردهاَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُسلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش ریزان و فریادرس خلقوَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَیْرَ مَکْذوُبٍ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُو رحمت وسیع حق ، و آن وعده اى که دروغ نشود سلام بر تو هنگامى که بپا مى ایستىاَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْرَءُ وَتُبَیِّنُ اَلسَّلامُسلام بر تو هنگامى که مى نشینى سلام بر تو هنگامى که (فرامین حق را) مى خوانى و تفسیر مى کنى سلامعَلَیْکَ حینَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُبر تو هنگامى که نماز مى خوانى و قنوت کنى سلام بر تو هنگامى که رکوع و سجده بجاى آورىاَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُسلام بر تو هنگامى که ((لا اله الا اللّه )) و ((اللّه اکبر)) گوئى سلام بر تو هنگامى که خدا را ستایش کنىوَتَسْتَغْفِرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَتُمْسى اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِىو از او آمرزش خواهى سلام بر تو هنگامى که بامداد کنى و شام کنى سلام بر تو دراللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الاِْمامُشب هنگامى که تاریکیش فرا گیرد و در روز هنگامى که پرده برگیرد سلام بر تو اى امامالْمَاْموُنُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَاْموُلُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِامین سلام بر تو اى مقدم (بر همه خلق و) مورد آرزو(ى آنان ) سلام بر تو به همهالسَّلامِ اُشْهِدُکَ یا مَوْلاىَ اَ نّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لاسلامها گواه گیرم تو را اى مولا و سرور من که من گواهى دهم به اینکه معبودى نیست جز خداى یگانهشَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبیبَ اِلاّ هُوَ وَاَهْلُهُکه شریک ندارد و نیز (گواهى دهم که ) محمد بنده و رسول او است و محبوبى نیست جز او و خاندانشوَاُشْهِدُکَ یا مَوْلاىَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُو گواه گیرم تو را اى مولاى من که على امیر مؤ منان حجت خدا است و حسن حجت او استوَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُو حسین حجت او است و على بن الحسین حجت او است و محمد بن على حجت او استوَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ وَموُسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ موُسىو جعفر بن محمد حجت او است و موسى بن جعفر حجت او است و على بن موسىحُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِی حُجَّتُهُ وَعَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ بْنَحجت او است و محمد بن على حجت او است و على بن محمد حجت او است و حسن بنعَلِی حُجَّتُهُ وَاَشْهَدُ اَ نَّکَ حُجَّةُ اللَّهِ اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْ خِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَکُمْعلى حجت او است و گواهى دهم که تو حجت خدائى ، شمائید اول و آخر و مسلماً بازگشت شماحَقُّ لا رَیْبَ فیها یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً ایمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُحق است که شکى در آن نیست ، روزى که سود ندهد کسى را ایمانش که پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدت )اَوْ کَسَبَتْ فى ایمانِها خَیْراً وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ وَاَنَّ ناکِراً وَنَکیراً حَقُّایمان خویش کار خیرى انجام نداده و همانا مرگ حق است و ناکر و نکیر (دو فرشته سؤ ال قبر) حق استوَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقُّ وَالْبَعْثَ حَقُّ وَاَنَّ الصِّراطَ حَقُّ وَالْمِرْصادَ حَقُّو گواهى دهم که زنده شدن پس از مرگ حق است و برانگیخته شده حق است و صراط حق است و مرصاد (کمینگاه ) حق استوَالْمیزانَ حَقُّ وَالْحَشْرَ حَقُّ وَالْحِسابَ حَقُّ وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقُّو میزان حق است و حشر (در قیامت ) حق است و حساب حق است و بهشت و دوزخ حق استوَالْوَعْدَ وَالْوَعیدَ بِهِما حَقُّ یا مَوْلاىَ شَقِىَ مَنْ خالَفَکُمْ وَسَعِدَ مَنْو وعده و تهدید درباره آن دو حق است اى مولاى من بدبخت است کسى که مخالفت شما را کرد و سعادتمند است کسى کهاَطاعَکُمْ فَاشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ وَاَ نَا وَلِىُّ لَکَ بَرىٌ مِنْپیرویتان کرد پس گواهى ده بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تواءم و بیزارم ازعَدُوِّکَ فَالْحَقُّ ما رَضیتُموُهُ وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ وَالْمَعْروُفُ مادشمنت حق آنست که شما پسند کردید و باطل همانست که شما بدان خشم کردید و معروف (و کار نیک ) همان بودکه شمااَمَرْتُمْ بِهِ وَالْمُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ فَنَفْسى مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لا شَریکَبدان دستور دادید و منکر (و کار زشت ) همان بود که شما از آن جلوگیرى و نهى کردید، من ایمان دارم به خداى یگانه اى که شریک نداردلَهُ وَبِرَسوُلِهِ وَبِاَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَبِکُمْ یا مَوْلاىَ اَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْو به رسول او و به امیر مؤ منان و به شما اى مولاى من از اول تا آخرتانوَنُصْرَتى مُعَدَّةٌ لَکُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَکُمْ آمینَ آمینَو یاریم براى شما آماده است و دوستیم خالص و پاک براى شما است آمین آمینو بعد ازآن این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ نَبِىِّ رَحْمَتِکَخدایا از تو خواهم که درود فرستى بر محمد پیامبر رحمتتوَکَلِمَةِ نوُرِکَ وَاَنْ تَمْلاََ قَلْبى نوُرَ الْیَقینِ وَصَدْرى نوُرَ الا یمانِو کلمه نورت و دیگر آنکه پرکنى دل مرا با نور یقین و سینه ام را با نور ایمانوَفِکْرى نوُرَ النِّیّاتِ وَعَزْمى نوُرَ الْعِلْمِ وَقُوَّتى نوُرَ الْعَمَلِ وَلِسانىو اندیشه ام را با نور تصمیمها و اراده ام را با نور علم و نیرویم را با نور عمل و زبانمنوُرَ الصِّدْقِ وَدینى نوُرَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ وَبَصَرى نوُرَ الضِّیآءِرا با نور راستگوئى و دین و مذهبم را با نور بینائیهائى از نزد خودت و چشمم را با نور روشنائىوَسَمْعى نوُرَ الْحِکْمَةِ وَمَوَدَّتى نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُو گوشم را با نور فرزانگى و حکمت و دوستیم را با نور موالات محمد و آلش علیهمالسَّلامُ حَتّى اَ لْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَمیثاقِکَ فَتُغَشّیَنى رَحْمَتُکَالسلام تا تو را دیدار کنم و من به عهد و پیمان تو وفا کردم پس رحمت خود را بر من بپوشانیا وَلِىُّ یا حَمیدُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ حُجَّتِکَ فى اَرْضِکَاى سرپرست و اى ستوده خدایا درود فرست بر محمد حجت تو در روى زمینتوَخَلیفَتِکَ فى بِلادِکَ وَالدّاعى اِلى سَبیلِکَ وَالْقآئِمِ بِقِسْطِکَ وَالثّآئِرِو جانشین تو در شهرهایت و دعوت کننده بسوى راهت و قیام کننده به عدل و دادت و انقلاب کنندهبِاَمْرِکَ وَلِىِّ الْمُؤْمِنینَ وَبَوارِ الْکافِرینَ وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ وَمُنیرِ الْحَقِّبه دستور تو، دوست مؤ منان و نابودى کافران و برطرف کننده تاریکى و روشن کننده حقوَالنّاطِقِ بِالْحِکْمَةِ وَالصِّدْقِ وَکَلِمَتِکَ التّآمَّةِ فى اَرْضِکَ الْمُرْتَقِبِو گویاى به حکمت و راستى و آن کلمه (دستور و فرمان ) کاملت در روى زمین که در حال انتظارالْخآئِفِ وَالْوَلِىِّ النّاصِحِ سَفینَةِ النَّجاةِ وَعَلَمِ الْهُدى وَنوُرِ اَبْصارِو هراس بسر برد و آن سرپرست خیرخواه و کشتى نجات و پرچم هدایت و روشنى دیدگانالْوَرى وَخَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى وَمُجَلِّى الْعَمى الَّذى یَمْلاَُمردم و بهترین کسى که جامه ورداء ببر کرد و زداینده گمراهى آنکس که پرکندالاَْرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍزمین را از عدل و داد چنانچه پرشده باشد از ستم و بیدادگرى که براستى تو بر هر چیزقَدیرٌ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وَلِیِّکَ وَابْنِ اَوْلِیآئِکَ الَّذینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْتوانائى خدایا درود فرست بر بنده مقرب درگاهت و فرزند بندگان مقربت آنانکه فرض کردى فرمانبرداریشان راوَاَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَاَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً اَللّهُمَّو واجب گرداندى حقشان را و دور کردى از ایشان پلیدى را و بخوبى پاکیزه شان کردى خدایاانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدینِکَ وَانْصُرْ بِهِ اَوْلِیآئَکَ وَاَوْلِیآئَهُ وَشیعَتَهُیاریش کن و بدست او دینت را یارى کن و یارى کن بوسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیانوَاَنْصارَهُ وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ باغٍ وَطاغٍ وَمِنْ شَرِّو یاورانش را و ما را نیز از آنان قرار ده خدایا نگاهش دار از شر هر متجاوز و سرکشى و از شرجَمیعِ خَلْقِکَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْهمه مخلوق خودت و محافظتش کن از پیش رُویش و از پشت سرش و از سمت راستش و از طرفشِمالِهِ وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ اَنْ یوُصَلَ اِلَیْهِ بِسُوَّءٍ وَاحْفَظْ فیهِچپش و پاسداریش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبى بدو رسد و (شوکت و عزت ) رسولرَسوُلَکَ وَآلَ رَسوُلِکَ وَاَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَاَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْو آل رسولت را در (وجود) او حفظ فرما و آشکار (یا پیروز) گردان بدست او عدل و داد را و بیاریتناصِریهِ وَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَاقْصِمْ قاصِمیهِ وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکُفْرِکمکش کن ویاورش را نیز یارى کن و هر که دست از یاریش بردارد خوار گردان و در هم شکن شکننده اش را و بشکن بدست او قدرت ووَاقْتُلْ بِهِ الْکُفّارَ وَالْمُنافِقینَ وَجَمیعَ الْمُلْحِدینَ حَیْثُ کانوُا مِنْشوکت کافران را و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاک افکن و هم چنین منافقان و همه بى دینان ستیزه جو را در هر جا هستندمَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها بَرِّها وَبَحْرِها وَامْلاَْ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاًاز خاورهاى زمین و باخترهاى آن چه در خشکى و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و دادوَاَظْهِرْ بِهِ دینَ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ مِنْو آشکار (یا پیروز) کن بوسیله اش دین پیامبرت صلى اللّه علیه و آله را و قرار ده خدایا مرا نیز ازاَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ وَاَتْباعِهِ وَشیعَتِهِ وَاَرِنى فى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُیاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش و به من به نما در مورد آل محمد علیهمالسَّلامُ ما یَاْمُلوُنَ وَفى عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَروُنَ اِلهَ الْحَقِّ آمینَ یاالسلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد دشمنشان آنچه از آن مى ترسند مستجاب گردان اى معبود حقذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَو اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى مهربانترین مهربانان [ دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٢:٢۸ ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
[ نظرات () ]
بسم رب الحسین علیه السلام
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||