تا قیام قائم - عج
معرفی مقامات ولی زمان حضرت اباصالح المهدی-عجل الله تعالی ظهوره الشریف

هرگز دلی ز غم چو دل مجتبی نسوخت  

ور سوخت ز اجنبی دگر از آشنا نسوخت

هر گلشنی که سوخت ز باد سموم سوخت 

از باد نوبهار و نسیم صبا نسوخت

چندان دلش ز سرزنش دوستان گداخت 

کز دشمنان ز هر بد و هر ناسزا نسوخت

از هر خسی چو آن گل گلزار معرفت  

شاخ گلی ز گلشن آل‌عبا نسوخت

جز آن یگانه گوهر توحید را کسی  

ز الماس سوده لعل لب دلربا نسوخت

هرگز برادری به عزای برادری   

در روزگار، چون شه گلگون قبا نسوخت

باور مکن دلی که چو قاسم به ناله شد  

زان ناله پر از شرر وا ابا نسوخت

آن دم که سوخت حاصل دوران ز سوز زهر 

در حیرتم که خرمن گردون چرا نسوخت

تا شد روان عالم امکان ز تن روان  

جنبده‌ای نماند کزین ماجرا نسوخت

خاموش شد چراغ دل افروز مجتبی  

افروخت شعله غم جانسوز مجتبی

از آیت الله غروی اصفهانی

[ یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

سلام

از همه دوستان و آشنایان زمینی و اهل آسمان و عزیزان و

 بزرگواران خود و دوستان قلمی در اینترنت در آستانه سفر

به نجف اشرف و کربلای حسینی حلالیت می طلبم

خدانگهدار

[ سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

   بازم می گید چرا می گیم اماممون غریبه؟  

اینجا مقام امام زمان در شهر نجف است

  نجف همان شهری که در روایات به عنوان

 پایگاه حکومت امام اسلام در

زمان امام زمان حضرت بقیت الله الاعظم (عج)

معرفی شده است و

عجب شیعیان حق معرفت حقه ایشان را ادا می کنند

  سلام ما به امام غریب زمان از اولاد غریب

 امیر غریب مومنین علی (ع) 

[ پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.
بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته  است.
نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به  من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم. 

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود. در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ  قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود.این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود. در برخی روایات هم سن ایشان را 28 ساله ذکر کرده اند، وی در مکتب جدش امام علی بن ابی طالب (ع) و در دامن مهرانگیز  پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفه تربیت و رشد و کمال یافت.
امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.

به هر روی علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می کند: هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلا می کرد، حالتی به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد: و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون » علی اکبر(ع) در کنار پدر بود، و می دانست امام بیهوده کلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت بلادرنگ فرمود: الان دیدم این کاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علی اکبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اکبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باکی نداریم،

گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثفیف نکرد، بلکه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزی چنین سرود:

أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن  بیت الله آولی یا لنبیّ

أضربکَم با لسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَ لا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:

السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل.

علی اکبر(ع) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجاممرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.

امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:

ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا (فرزندم علی ،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا)

در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله  و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس ...
مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام  در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین ، آقا علی اکبر علیه السلام می باشد.

 

[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :

اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.

جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص

براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى

در دلهاى مؤمنان است

 که هرگز سرد و خاموش نمى شود

[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

حضرت مولا امام جعفر صادق علیه السلام درباره کلام خداوند در قرآن کریم

آیه 40 سوره بقره که می فرمایداوف بعهدکم اوف لکم بالجنه فرمودند:

یعنی به ولایت امیرالمومنین علیه السلام وفا کنید تا به عهد

شما وفا کنم بهشت را برای شما مهیا کنم -

اصول کافی جلد 2 صفحه 307 

[ چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

السلام علیک یا مولا اباالحسن علی بن موسی الرضا المرتضی

حضرت مولایمان آقا اباالحسن مولا علی بن موسی الرضا

المرتضی علیه السلام می فرمایند:

پیش از ظهور او دوازده نفر از فرزندان

حضرت ابوطالب (ع) خروج می کنند و

هر یک ادعای امامت می نمایند.

غیبت شیخ طوسی ص 267

اعلام الوری ص 426

بحارالانوار ج 52 ص 209

المهدی ص 195

صحیح بخاری ج 9 ص 48

غیبت نعمانی ص 98

بشارت الاسلام ص 5 و 31 و 167 

[ جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:

خوشا به حال منتظران مهدی که در زمان صلح و آرامش بر دین شان شکیبایی ورزیدند، چه خوب است شوق دیدارشان در زمان ظهور دولت شان، خدا ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیکوکارشان را در بهشت برین جمع خواهد کرد. اصول کافی جلد2 – صفحه 131.

[ سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

شکیبا باش دلم

شکیبا باش و توکل بر خدا کن

همه غمهای عالم را رها کن

دمی تنها نشین با این دل تنگ

کمی هم یاد یار با وفا کن

همان یاری که تنها و غریب است

به دشت و کوی و صحرا بی بدیل است

خدایا دل دگر طاقت ندارد

جفا و زهر دوران را نگارد

--------------------------------------

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است که بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا(س)

زپشت پرده غیبت به ما نظر دارد   

[ دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]

در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

بیت هایم همه قرآن روی سر آوردند

چارده مرتبه . آنگاه دلم محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم،گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت:ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرهء رویایی

چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم ،عطش آمد به سراغم،گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم

کعبه شش گوشه شد آنگاه دلم محرم شد

روی سجادهء خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد به محمد که میسر هم شد

من مسلمان شدهء مذهب چشمی هستم

که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سالها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من بسکه خراسان رفته است

تار و پود غزلم جادهء ابریشم شد

سالها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد

(شعر: سید حمید برقعی)

[ یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب