تا قیام قائم - عج
معرفی مقامات ولی زمان حضرت اباصالح المهدی-عجل الله تعالی ظهوره الشریف 

رسول گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) می فرمایند:

سیکون بعدی ایمه یعطون الحکمه علی منابرهم، فاذا نزلوا نزعت عنهم!

و اجسادهم شر من الجیف

بعد از من رهبرانی پدید می آیند که چون برفراز منبر قرار بگیرند

سخنان حکمت آمیز می گویند، و چون پائین می آیند

نور حکمت و ایمان از ایشان گرفته می شود،

چنین دانشمندانی از مردار پلیدتر هستند.

منابع: بشاره الاسلام، صفحه 132

و الزام الناصب صفحه 196

[ شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

 

[ شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ٤:٤۱ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

حضرت اباعبدالله مولا جعفر الصادق علیه السلام درباره قدرت

و رفتار جامع یاران و یاوران خدمتگزار حضرت بقیّة الله الاعظم (عج)

می فرمایند:

لایدعون وترا لآل محمّد الّا اخذوه

برای آل محمّد (ص) ستمی را فروگذار نمی کنند،

جز اینکه انتقام آنرا می گیرند.

منبع: الزام الناصب صفحه 23.

[ شنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٥ ] [ ٤:۱٥ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

 

در اینجا به پای برخی از سخنان زیبا و تامل برانگیز امام عصر(عج) می‌نشینیم. گویا در محضر حضرتش نشسته و به فرمایشات ایشان گوش فرا می‌دهیم.

1. من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن کسى هستم که زمین را پر از عدل مى‏کنم، همانگونه که پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمى‏ماند و مردم در وقفه نمى‏مانند و این امانتى است که جز به برادرانت از اهل حق مگو .(1)

2. من ذخیره خدا در زمین و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.(2)

3. من آخرین وصى هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتارى‏ها را از خاندان و شیعیانم دور مى‏گرداند.(3)

4. من هنگام قیام آنچنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ یک از سرکشان به گردنم نیست.(4)

5. کیفیت بهره‏بردارى مردم از من در زمان غیبت، همانند بهره‏بردارى آنان از خورشید است، هنگامى که ابر خورشید را از دیدگان پنهان کند.(5)

6. وجود من براى اهل زمین موجب امان است، همانگونه که ستارگان براى اهل آسمان‏ها موجب امان هستند.(6)

7. زمین هیچگاه خالى از حجت نیست، یا آن حجت آشکار است یا پنهان.(7)

8. هنگامى که خدا به ما اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود و باطل‏ نابود گردد.(8)

9. هر کس که ما از او بیزارى جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزارى مى‏جویند.(9)

10. اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است که یادش بزرگ است و هر کس(براى ظهور) وقت تعیین کند، دروغ گفته است.(10)

11. براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.(11)

12. از آنچه برایتان سودى ندارد پرسش نکنید و خود را براى دانستن آنچه از شما نخواسته‏اند به زحمت نیندازید.(12)

13. فاطمه(علیهاالسلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى من الگو است.

14. از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما بسپرید. پس بر ماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همانگونه که بردن شما به سوى سرچشمه به ‏وسیله ما بوده است و در پى آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.(13)

15. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است، به طرف ما قرار دهید.(14)

16. هر فردى از شما باید به آنچه عمل کند که به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مى‏گرداند که همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.(15)

17. ما از رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نمى‏بریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مى‏آمد و دشمنان، شما را از بین مى‏بردند، پس از خداى بزرگ بترسید.(16)

18. اگر محبت شما را نداشتیم و صلاحتان را نمى‏دیدیم ترحّم و شفقت بر شما نبود، گفت و گوى با شما را ترک مى‏کردیم.(17)

19. اموالى که شما به ما مى‏رسانید، ما آنها را نمى‏پذیریم، مگر آن که پاکیزه شوید. پس هر کس مى‏خواهد آنها را به ما برساند و هر کس مى‏خواهد نرساند، آنچه خدا به ما داده بهتر است از آنچه به شما داده است.(18)

20. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز مغرب را به اندازه‏اى به تأخیر بیندازد تا ستاره‏ها آشکار شوند. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز صبح را به اندازه‏اى تأخیر بیندازد، تا ستاره‏ها ناپدید شوند.(19)

21. هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‏ساید. پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بساى.(20)

22. وقتى براى هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز مى‏شود؟(21)


پی‌نوشت‌ها:

1- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 445.

2- بحارالانوار، ج 52، ص 24.

3- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 441.

4- همان، ص 485.

5- همان، ص 485.

6- همان، ص 485.

7- همان، ص 511.

8- همان، ج 53، ص 196.

9- احتجاج، ج 2، ص 474.

10- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

11- همان، ص 485.

12- بحارالانوار، ج 52، ص 892.

13- همان، ص 179.

14- همان، ص 179.

15- همان، ص 176.

16- همان، ص 175.

17- همان، ص 179.

18- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

19- بحارالانوار، ج 53، ص 161.

20- همان، ج 51، ص 339.

21- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 521، (شاید اشاره به خمس و سهم امام باشد).

برگرفته از کتاب سپیده امید، سیدحسین اسحاقى

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

[ دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ] [ ۸:٤٩ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

تولد حضرت

۱۲. از حکیمه نقل شده است: بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه‌السلام فَقَالَ یَا عَمَّةِ اجْعَلِی إِفْطَارَکِ اللَّیْلَةَ عِنْدَنَا فَإِنَّهَا لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَیُظْهِرُ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ الْحُجَّةَ وَ هُوَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ أُمُّهُ قَالَ لِی نَرْجِسُ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ مَا بِهَا أَثَرٌ فَقَالَ هُوَ مَا أَقُولُ لَکِ قَالَتْ فَجِئْتُ فَلَمَّا سَلَّمْتُ وَ جَلَسْتُ جَاءَتْ تَنْزِعُ خُفِّی وَ قَالَتْ لِی یَا سَیِّدَتِی کَیْفَ أَمْسَیْتِ فَقُلْتُ بَلْ أَنْتِ سَیِّدَتِی وَ سَیِّدَةُ أَهْلِی قَالَتْ فَأَنْکَرَتْ قَوْلِی وَ قَالَتْ مَا هَذَا یَا عَمَّةِ قَالَتْ فَقُلْتُ لَهَا یَا بُنَیَّةِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَیَهَبُ لَکِ فِی لَیْلَتِکِ هَذِهِ غُلَاماً سَیِّداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ قَالَتْ فَجَلَسَتْ وَ اسْتَحْیَت‏ فَلَمَّا أَنْ فَرَغْتُ مِنْ صَلَاةِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ أَفْطَرْتُ وَ أَخَذْتُ مَضْجَعِی فَرَقَدْتُ فَلَمَّا أَنْ کَانَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ قُمْتُ إِلَى الصَّلَاةِ فَفَرَغْتُ مِنْ صَلَاتِی وَ هِیَ نَائِمَةٌ لَیْسَ بِهَا حَادِثٌ ثُمَّ جَلَسْتُ مُعَقِّبَةً ثُمَّ اضْطَجَعْتُ ثُمَّ انْتَبَهْتُ فَزِعَةً وَ هِیَ رَاقِدَةٌ ثُمَّ قَامَتْ فَصَلَّتْ‏
قَالَتْ حَکِیمَةُ فَدَخَلَتْنِی الشُّکُوکُ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ علیه‌السلام مِنَ الْمَجْلِسِ فَقَالَ لَا تَعْجَلِی یَا عَمَّةِ فَإِنَّ الْأَمْرَ قَدْ قَرُبَ قَالَتْ فَقَرَأْتُ الم السَّجْدَةَ وَ یس فَبَیْنَمَا أَنَا کَذَلِکَ إِذَا انْتَبَهَتْ فَزِعَةً فَوَثَبْتُ إِلَیْهَا فَقُلْتُ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْکِ ثُمَّ قُلْتُ لَهَا تُحِسِّینَ شَیْئاً قَالَتْ نَعَمْ یَا عَمَّةِ فَقُلْتُ لَهَا اجْمَعِی نَفْسَکِ وَ اجْمَعِی قَلْبَکِ فَهُوَ مَا قُلْتُ لَکِ قَالَتْ حَکِیمَةُ ثُمَّ أَخَذَتْنِی فَتْرَةٌ وَ أَخَذَتْهَا فِطْرَةٌ فَانْتَبَهْتُ بِحِسِّ سَیِّدِی علیه‌السلام فَکَشَفْتُ الثَّوْبَ عَنْهُ فَإِذَا أَنَا بِهِ علیه‌السلام سَاجِداً یَتَلَقَّى الْأَرْضَ بِمَسَاجِدِهِ فَضَمَمْتُهُ إِلَیَّ فَإِذَا أَنَا بِهِ نَظِیفٌ مُنَظَّفٌ فَصَاحَ بِی أَبُو مُحَمَّدٍ علیه‌السلام هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی یَا عَمَّةِ فَجِئْتُ بِهِ إِلَیْهِ فَوَضَعَ یَدَیْهِ تَحْتَ أَلْیَتَیْهِ وَ ظَهْرِهِ وَ وَضَعَ قَدَمَیْهِ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ أَدْلَى لِسَانَهُ فِی فِیهِ وَ أَمَرَّ یَدَهُ عَلَى عَیْنَیْهِ وَ سَمْعِهِ وَ مَفَاصِلِهِ ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ
فَقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ صَلَّى عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ إِلَى أَنْ وَقَفَ عَلَى أَبِیهِ ثُمَّ أَحْجَمَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ علیه‌السلام یَا عَمَّةِ اذْهَبِی بِهِ إِلَى أُمِّهِ لِیُسَلِّمَ عَلَیْهَا وَ ائْتِینِی بِهِ فَذَهَبْتُ بِهِ فَسَلَّمَ عَلَیْهَا وَ رَدَدْتُهُ وَ وَضَعْتُهُ فِی الْمَجْلِسِ ثُمَّ قَالَ یَا عَمَّةِ إِذَا کَانَ یَوْمُ السَّابِعِ فَأْتِینَا قَالَتْ حَکِیمَةُ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ جِئْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَى أَبِی مُحَمَّدٍ علیه‌السلام فَکَشَفْتُ السِّتْرَ لِأَفْتَقِدَ سَیِّدِی علیه‌السلام فَلَمْ أَرَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا فُعِلَ سَیِّدِی فَقَالَ یَا عَمَّةِ اسْتَوْدَعْنَاهُ الَّذِی اسْتَوْدَعَتْهُ أُمُّ مُوسَى علیه‌السلام
قَالَتْ حَکِیمَةُ فَلَمَّا کَانَ فِی الْیَوْمِ السَّابِعِ جِئْتُ وَ سَلَّمْتُ وَ جَلَسْتُ فَقَالَ هَلُمِّی إِلَیَّ ابْنِی فَجِئْتُ بِسَیِّدِی فِی الْخِرْقَةِ فَفَعَلَ بِهِ کَفَعْلَتِهِ الْأُولَى ثُمَّ أَدْلَى لِسَانَهُ فِی فِیهِ کَأَنَّهُ یُغَذِّیهِ لَبَناً أَوْ عَسَلًا ثُمَّ قَالَ تَکَلَّمْ یَا بُنَیَّ فَقَالَ علیه‌السلام أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ ثَنَّى بِالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ حَتَّى وَقَفَ عَلَى أَبِیهِ علیه‌السلام ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی‏ الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ
‏. (کمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص۴۲۴)

موسى بن محمد بن قاسم بن حمزه، فرزند امام موسى کاظم علیه‌السلام، مى‌‏گوید: «حکیمه دختر امام جواد علیه‌السلام گفت: امام حسن عسکرى علیه‌السلام کسى را به دنبال من فرستاد. فرمود: عمه! امشب افطار نزد ما بمان، امشب شب نیمه شعبان است و خداوند امشب حجتش را ظاهر خواهد فرمود، او حجت خدا در زمین است. حکیمه گفت: عرض کردم: «مادرش کیست؟»، حضرت فرمود: «نرجس»، گفتم: «قربانت شوم، اثرى از حمل در او نمى‏بینم». فرمود: «همان است که گفتم». حکیمه گفت: «به منزل حضرت وارد شدم، سلام کردم و نشستم. نرجس جلو آمد تا پاپوش مرا از پا درآورد، به من گفت: «سرورم حالت چطور است؟» من گفتم: «به‌‏عکس، تو سرور من و سرور خاندانم هستى»، نرجس حرف مرا رد کرد و گفت: «این چه حرفى است عمه؟!» به او گفتم: «دخترم! خداوند امشب به تو پسرى عطا خواهد کرد که آقا و سرور دنیا و آخرت است». نرجس با اظهار حیا و خجالت نشست. حکیمه گفت: «وقتى نماز عشا را خواندم افطار کردم و به رختخواب رفتم، خوابم برد. نیمه‏‌شب براى نماز برخاستم، نمازم تمام شد، دیدم نرجس خوابیده و هیچ تغییرى در وضع او ایجاد نشده است، نشستم و به تعقیبات مشغول شدم، باز دراز کشیدم و دوباره با نگرانى بیدار شدم، نرجس خوابیده بود، بلند شد و نماز خواند.
حکیمه گوید: «دچار تردید شدم، ناگاه صداى امام عسکرى علیه‌السلام از همان محلى که نشسته بود بلند شد که فرمود: «عمه! شتاب مکن، نزدیک است». حکیمه گفت: سوره سجده و یس را خواندم، در همین اثنا نرجس با نگرانى بیدار شد، به‌سوى او از جا پریدم و گفتم: «إسم اللّه علیک» و سپس گفتم: «آیا چیزى احساس مى‏‌کنى؟» نرجس گفت: «آرى عمّه»، گفتم: «خیالت راحت و دلت آرام باشد، همان است که گفتم». حکیمه گفت: «مرا رخوت و آرامشى فراگرفت و به نرجس حالت ولادت دست داد، با احساس وجود مولایم (مهدى) علیه‌السلام به خود آمدم، پارچه را از رویش کنار زدم، دیدم اعضای هفتگانه را بر زمین گذاشته و سجده مى‏کند، او را در بغل گرفته، به خود چسباندم، پاک و پاکیزه بود، بلافاصله امام عسکرى علیه‌السلام صدایم زد: «عمّه! پسرم را بیاور». او را به نزدش بردم. امام علیه‌السلام دو دست خود را زیر بدن و پشت نوزاد نهاد و دو پاى نوزاد را روى سینه خویش گذاشت، زبانش را در دهان طفل فروبرد، دست خود را بر چشم و گوش و اعضاى فرزند کشید، سپس فرمود: «فرزندم! سخن بگو».
نوزاد گفت: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شریک له، و أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله»، آنگاه بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام و سایر امامان درود فرستاد و بعد از سلام بر پدرش، سکوت کرد. امام عسکرى فرمود: «طفل را نزد مادرش ببر تا به او سلام کند، آنگاه نزد من برگردان». حکیمه گفت: «طفل را پیش مادرش بردم، سلام کرد، او را برگرداندم و همان‏جا که پدرش نشسته بود گذاشتم»، سپس امام فرمود: «عمّه! روز هفتم باز نزد ما بیا». حکیمه گفت: صبح شد، آمدم به امام عسکرى سلام عرض کنم، پارچه را برداشتم و دنبال مولایم (مهدى) علیه‌السلام گشتم، او را ندیدم، به امام عسکرى عرض کردم، فدایت شوم، مولایم چه شد؟ فرمود: «عمه! او را به همان کسى سپردیم که مادر موسى علیه‌السّلام، فرزندش را به او سپرد».
حکیمه گفت: «روز هفتم که شد به منزل امام شرفیاب شدم، سلام کردم و نشستم». فرمود: «پسرم را بیاور»، مولایم را که پارچه‏اى به دورش پیچیده شده بود نزد امام آورد، مثل دفعه پیش او را گرفت، زبانش را در دهان او فرو برد مثل اینکه شیر و عسل به او مى‏خوراند، سپس فرمود: «پسرم! سخن بگو». طفل علیه‌السلام گفت: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه» و بر پیامبر، امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش درود فرستاد و مدح نمود، سپس این آیه را تلاوت فرمود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ.

 

نام‌های حضرت

۱۳. سُمِّیَ الْقَائِمُ علیه‌السلام قَائِماً لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ موته [مَوْتِ‏] ذِکْرِهِ. (بحارالانوار، ج۵١، ص٣٠)

از این جهت او را «قائم»، می‌گویند که پس از فراموش شدن نامش قیام می‌کند.

 

۱۴. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَال: …‏ إِنَّمَا سُمِّیَ الْقَائِمُ مَهْدِیّاً لِأَنَّهُ یَهْدِی إِلَى أَمْرٍ قَدْ ضَلُّوا عَنْهُ وَ سُمِّیَ بِالْقَائِمِ لِقِیَامِهِ بِالْحَقِّ. (ارشاد، شیخ مفید، ج٢، ص٣٨٣)

امام صادق علیه‌السلام فرمود: … قائم را مهدى خوانند براى آنکه به دین گمشده‌‏اى راهنمایى کند، و اینکه او را قائم نامند براى آن است که به حق قیام فرماید.

 

۱۵. عَنْ حُذَیْفَةَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ ذَکَرَ الْمَهْدِیَّ فَقَالَ إِنَّهُ یُبَایَعُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ الْمَهْدِیُّ فَهَذِهِ أَسْمَاؤُهُ ثَلَاثَتُهَا. (الغیبة، ص۴۵۴)

از حذیفه نقل است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درحالی‌که از مهدی علیه‌السلام یاد می‌کرد، فرمود: همانا با او بین رکن و مقام بیعت می‌شود. نامش احمد و عبدالله و مهدی است؛‌ این سه نام از نام‌های اوست.

 

۱۶. سَمِعْتُ اباجَعفَر، مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الرِّضَا علیه‌السلام یَقُولُ: إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی ابْنِی عَلِیٌّ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامَةُ بَعْدَهُ فِی ابْنِهِ الْحَسَنِ أَمْرُهُ أَمْرُ أَبِیهِ وَ قَوْلُهُ قَوْلُ أَبِیهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَةُ أَبِیهِ ثُمَّ سَکَتَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحَسَنِ فَبَکَى علیه‌السلام بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ إِنَّ مِنْ بَعْدِ الْحَسَنِ ابْنَهُ الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لِمَ سُمِّیَ الْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَکْثَرِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَةً تَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْثُرُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ یَنْجُو فِیهَا الْمُسْلِمُونَ. (بحارالانوار، ج۵١، ص٣٠)

صقربن‌ابى‌دلف گوید: از امام جواد علیه‌السلام شنیدم که مى‏‌فرمود: امام پس از من فرزندم على است، دستور او دستور من و سخن او سخن من و طاعت او طاعت من است و امام پس از او فرزندش حسن است، دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او طاعت پدرش باشد، سپس سکوت کرد.
گفتم: اى فرزند رسول خدا! امام پس از حسن کیست؟ او به‌شدت گریست و سپس فرمود: پس از حسن فرزندش قائم به حق امام منتظر است، گفتم: اى فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مى‌‏گویند؟ فرمود: زیرا او پس از آنکه یادش‏ از بین برود و اکثر معتقدین به امامتش مرتد شوند قیام مى‏‌کند، گفتم: چرا او را منتظر مى‏‌گویند؟ فرمود: زیرا ایام غیبتش زیاد شود و مدتش طولانى گردد و مخلصان در انتظار قیامش باشند و شکاکان انکارش کنند، و منکران یادش را استهزاء کنند، و تعیین‏‌کنندگان وقت ظهورش دروغ گویند، و شتاب‌‏کنندگان در غیبت هلاک شوند، و تسلیم‌‏شوندگان در آن نجات یابند.

 

۱۷. سَعِیدٍ الْخُرَاسَانِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام الْمَهْدِیُّ وَ الْقَائِمُ وَاحِدٌ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لِأَیِّ شَیْ‏ءٍ سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ قَالَ لِأَنَّهُ یُهْدَى إِلَى کُلِّ أَمْرٍ خَفِیٍّ وَ سُمِّیَ الْقَائِمَ لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَا یَمُوتُ إِنَّهُ یَقُومُ بِأَمْرِ عَظِیمٍ. (بحارالانوار، ج۵١، ص٣٠)

سعید خراسانی گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: مهدی و قائم یک شخص هستند؟ فرمود: بله. گفتم: برای چه مهدی نامیده شده است؟ فرمود: زیرا او هدایت شده است به هر امر پنهانی. و قائم نامیده شده است، زیرا پس از آنکه [نامش در بین مردم] مرده است، او به امری عظیم قیام می‌کند.

 

۱۸. تفسیر فرات بن إبراهیم جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَى وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً قَالَ الْحُسَیْنُ «فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ‏ کانَ مَنْصُوراً» قَالَ سَمَّى اللَّهُ الْمَهْدِیَّ الْمَنْصُورَ کَمَا سُمِیَّ أَحْمَدُ وَ مُحَمَّدٌ و محمود [مَحْمُوداً] وَ کَمَا سُمِّیَ عِیسَى الْمَسِیحَ ع. (بحارالانوار، ج۵١، ص٣٠)

فرات بن ابراهیم کوفى در تفسیر خود از امام محمد باقر علیه‌السّلام روایت کرده که آن حضرت در تفسیر آیه شریفه: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً» فرمود: او حسین‌بن‌علی علیه‌السلام است. و درباره بقیه آیه «فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً» فرمود: مقصود امام زمان است که نامش در آیه «منصور» میباشد چنان‌که خداوند احمد و محمد را محمود و عیسى را مسیح خوانده است.

 

علت مخفی بودن ولادت حضرت

۱۹. عن أبى عبد اللّه علیه‌السلام قال: «صاحب هذا الأمر تعمى ولادته على النّاس، لئلّا یکون لأحد فى عنقه بیعة إذا خرج». (بحارالانوار، ج۵٢، ص٩۵)

امام صادق علیه‌السلام: ولادت صاحب این امر بر مردم پوشیده می‌ماند، تا چون ظهور کرد، بیعت هیچ‌کس در گردن وی نباشد.

 

۲۰. عن أبى محمّد علیه‌السلام قال: «قد وضع بنو امیّة و بنو العبّاس سیوفهم علینا، لعلّتین: إحدیهما، أنّهم کانوا یعلمون أنّه لیس لهم فى الخلافة حقّ، فیخافون من ادّعائنا إیّاها و تستقرّ فى مرکزها؛ و ثانیهما: أنّهم قد وقفوا من الأخبار المتواترة على أنّ زوال ملک الجبابرة و الظّلمة على ید القائم منّا، و کانوا لا یشکون أنّهم من الجبابرة و الظّلمة، فسعوا فى قتل أهل بیت رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله و إبارة نسله طمعا منهم فى الوصول الى منع تولّد القائم علیه السّلام أو قتله، فأبى اللّه أن یکشف أمره لواحد منهم إلّا أن یتمّ نوره و لو کره الکافرون.» (اثبات الهداة، ج۵، ص١٩٧)

امام حسن عسکری علیه‌السلام: بنی‌امیه و بنی‌عباس شمشیرهایشان را علیه ما کشیدند، به دو علت: یکی آنکه آنان می‌دانستند که در خلافت حقی ندارند، به همین دلیل از اینکه ما خلافت را ادعا کنیم و از اینکه خلافت در جایگاهش قرار گیرد‌ می‌ترسیدند؛ دوم اینکه آنان از روی اخبار متواتره مطلع شدند که از بین رفتن فرمانروایی سرکشان و ستمگران به دست قائم از ماست و شک نداشتند که خودشان از سرکشان و ستمگران هستند، پس در قتل اهل‌بیت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و نابودی نسل او کوشیدند، به امید آنکه مانع ولادت قائم علیه‌السلام یا موجب قتل او شوند، اما خدا ابا کرد از اینکه امرش برای احدی از ایشان روشن شود و جز این را اراده نکرد که نورش را کامل گرداند، هرچند کافران نپسندند.

 

[ چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٥ ] [ ٥:٤۱ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

حضرت پیامبر گرامی جناب محمد بن عبدالله مولا خاتم الانبیاء و المرسلین می فرمایند:

هنگامی که مسلمانان با علمای خود از سر ستیز درآیند، بازارهای خود را آباد جلوه دهند و برای گردآوری پروت ازدواج کنند، خداوند آنها را دچار چهار بلا می سازد؛

قحطی زمان

ستم سلطان

خیانت فرمانروایان

ترس و وحشت از دشمنان. (8)

8 – بحارالانوار جلد 52 صفحه 212 – بشاره الاسلام صفحه 23.

 

 

حضرت پیامبر گرامی جناب محمد بن عبدالله مولا خاتم الانبیاء و المرسلین می فرمایند:

علمای آنها خائن و فاسق هستند، آنها و پیروان آنها و آنان که یه سوی آنها می آیند و از آنها کسب نور می کنند و آنان که آنها را دوست می دارند و با آنها می نشینند و با آنها مشورت می کنند، بدترین مخلوقات روی زمین می باشند، فقهای آن ها خائن هستند و ادّعا می کنند که بر سنت و طریقه و آئین من می باشند، ولی آنها از من بیزارند و من نیز از آنها بیزارم. (9)

9 – الزام الناصب صفحه 185.

 

 

حضرت پیامبر گرامی جناب محمد بن عبدالله مولا خاتم الانبیاء و المرسلین می فرمایند:

بعد از من پیشوایانی پدید می آیند که چون برفراز منبر قرار بگیرند سخنان حکمت آمیز می گویند، چون از منبر پائین آمدند نور حکمت و ایمان از آنها گرفته می شوند، چنین دانشمندانی از مردار پلیدترند. (10)

10 – بشاره الاسلام صفحه 132- الزام الناصب صفحه 195.

 

 

حضرت پیامبر گرامی جناب محمد بن عبدالله مولا خاتم الانبیاء و المرسلین می فرمایند:

اقوامی برای غیرخدا درس فقه می خوانند، صرفا برای مقام و ریاست به فقاهت می گرایند، قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند، و آئین خدا را با آراء خود تفسیر و تحلیل می کنند. (11)

11 – منتخب الاثر صفحه 430 – بحارالانوار جلد 52 صفحه 257 – بشاره الاسلام صفحات 22 و 44- الزام الناصب صفحه 182.

 

[ پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : کسی که در انتظار امام دوازدهم (ع) است ، همانند کسی است که شمشیر را در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برهنه کرده و از او دفاع میکند. بحارالانوار جلد 52 صفحه 129 

[ شنبه ٧ فروردین ۱۳٩٥ ] [ ۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

« بسم الله الرحمن الرحیم »

آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟

حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو.

گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد.

آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟

آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟  

بازنده‌ی دوران

آری، قطعاً ما؛ آدمیانی که در زندگی و لذت های آن غرق شده و حواسمان پرت از اصل است و سخت مشغول فرع شده ایم با آن ندا از جا می پریم و حالی عجیب خواهیم داشت. زیرا هیچ گاه نمی اندیشیدیم که این اتفاق عظیم که تمام عمر شعار آن را داده ایم و خود را منتظر نامیده ایم حادث شود. در هیچ برهه ای از زمان آن را نزدیک احساس نمی کردیم. به همین علت حالی همچون بازنده ها داریم و بازنده همه اعصار و دوران ها هستیم. آن را دور می پنداشتیم که دنبال اصلاح خود نبودیم و مدام آن را به فردا و فرداهای دیگر موکول می کردیم.

اسم های بدون مسمی

اگر یادمان می ماند که «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَریب» و مدام این نجوا در گوشمان بود قطعاً منتظرانی می بودیم که آن امام منتظَر سزاوار آن است. و چقدر فراموشکاریم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند»؛ و ما هیچ تلاشی در این جهت نکردیم و اسم هایی بدون مسمی بودیم. به انسان های منتظر که سال ها انتظار برپایی عدالت و داد را کشیده‌اند؛ دستور داده شده که همواره سلاح در دست داشته باشند و آن را بر زمین نگذارند و به خاطر داشته باشند که اگر به عدالت و قسط معتقدند نباید در مقابل ظلم و جور ساکت بنشینند.

برای زیباترین روز، خود را آراسته کنیم

اینجا باید گفت که ما آدمیان و به خصوص ما مسلمانان منتظر باید برای اعتقاد و ایمان خود هزینه بپردازیم و به راحتی آن را از دست ندهیم و از مرزهای عقیدتی حراست و نگهبانی کنیم و در این امر سستی نورزیم؛ با هر بادی که از هر سویی می وزد تکانی نخوریم و بسیار حواسمان به اعتقادات باطل باشد و ایمان جزوی از جانمان گردد. ما باید بسیار مقاومت کنیم؛ مقاومتی که در همه ابعاد باشد و این را یک تکلیف دینی و واجب الاهی بدانیم.

این مقاومت باید همواره زنده و پویا بماند تا مقدمات تحقق عدالت الاهی در سراسر گیتی فراهم شود. مردم باید هم از نظر ذهنیت و هم از نظر عینیت آمادگی کامل داشته باشند یعنی این مقاومت غیر از آنکه به عنوان یک اصل اعتقادی در جامعه با ایمان حضور دارد باید در بعد عمل نیز هویدا و ظاهر باشد. جامعه دین مدار هیچ گاه تحت سلطه حکومت های ظالم نمی رود و در برابر هیچ جبار و ستمگری سر خم نمی کند. پس در عصر غیبت انسان مومن نباید خود را کم ارزش تلقی کند و تن به هر حکومتی دهد.

ما در این زمان باید در مقابل هر گونه ظلم و جوری مقاومت کنیم و تسلیم نشویم و بهترین و قوی ترین نیروی خود را تا آن روز بزرگ مهیا سازیم و برای زیباترین روز خود را آراسته کنیم: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ». حتی اگر به دست هم نمی توانیم کاری و حرکتی انجام دهیم حداقل با زبان و قلبمان انزجار از ستم را داشته و در مقابل آن بی تفاوت نباشیم. کردار و رفتارمان این نباشد که چون ظلم و تعدی آسیبی به ما نرسانده و کیلومترها و فرسنگ ها از ما دور است، پس مهم نیست و ما که در آرامش زندگی می کنیم.

آیا فقط "آقا بیا" کافی است

این روزها که شاهد نسل کشی و جنایت های بی شماری از سوی جنایتکاران هستیم نباید بگوییم که چون ما متحمل لطمه ای نشده ایم و یا آن ها هم مسلک ما نیستند پس به ما ربطی ندارد و بی تفاوت باشیم. ما که خود را شیعه مولای متقیان علیه السلام می دانیم باید توجه داشته باشم که ایشان می فرمایند: مردم یا در دین با تو یکسانند یا در خلق.

حتی اگر کاری ازمان بر نمی آید حداقل به زبان و قلب غم زده و ناراحت باشیم و بدانیم که در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هر چند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده.

کدام معرفت

ذکر این نکته هم لازم است؛ ما را که منتظران آن امام همام می خوانند باید نشانه هایی از آن امام داشته باشیم. باید شعار انتظارمان به جانمان بزند و یارمان باشد.

باید طوری عمل کنیم که بتوانیم در آن روز بزرگ در مقابل آن امام جلیل القدر و والا منزلت سرمان را بالا بگیریم. باید معرفت به امام عصر علیه السلام پیدا کنیم و امام شناختیمان ارتقا پیدا کند؛ برای مایی که امام را نمی شناسیم و از جایگاه او مطلع نیستیم و خبر نداریم که این جهان طفیلی وجود امام است چه فرق می کند که ایشان با 313 نفر می آیند یا با یک تن. این ها که معرفت امام نیست. این ها که انسان را به بلوغ و رشد نمی رساند.

آیا بهتر نیست به جای بسیاری از کارها که تاکنون انجام داده ایم که بعد این همه سال فایده ای خاص و دستاوردی نداشته دنبال اموری باشیم که برتر از آن است و معرفتی خاص ایجاد می کند. اگر آدمی می خواهد دنیایش دنیای انسانی باشد و مراتب کمال را طی کند باید با حجت الله مرتبط باشد.

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک.

اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک.

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛

پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم.

پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم.

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم، و گمراه خواهم شد.

[ پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٤ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
➰✨➰✨➰✨➰✨➰✨➰✨➰✨

✨عظیم تریــــن
نشانــــــــه
ظـهور✨

✨➰✨➰✨➰✨➰✨➰✨➰✨➰


⚡️ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظیمی است که نشانه عظمتی بس سترگ را 
می طلبد. از طرفی این نشان باید راه را بر ادعاهای دروغین مدعیان بربندد. واقعه "
صیحه آسمانی"، "فریاد آسمانی"، "دست اشارتی از آسمان" و . . . همگی 
مصداق های این امر عظیم اند. 

🌏سیطره تکنولوژیکی انسان عصر فضا نیز بیشک نشانه ای عظیم را می طلبد 
تا مرهم دردهای رنج دیدگان زمین باشد! و چنین امری در ظهور نواده پاک 
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مهدی موعود(علیه السلام) رخ می نماید. 

👺به طوری که شیاطین زمینی و آسمانی به دست و پا افتاده و درصدد تخطیه 
ندای آسمانی برمی آیند. ولی "حقیقت ماندنی و باطل رفتنی است".

🌟این مطالب مختصر کنکاشی در این بزرگترین نشانه ظهور پاک مهدی(عج) است 
که از سایت اینترنتی شبکه امام مهدی ارواحنا فداه برگرفته شده است. نگارنده 
کنکاشی را نیز در آینده نزدیک تقدیم خواهدکرد "قل کل متربّص فتربّصوا بگو همه 
منتظرند پس منتظر باشید".

☀️حضرت امام رضا(علیه السلام) می فرماید: "هوَ الَّذى یفنادى مفناد مفنَ السَّماءف
بفافسْمفه، یَسْمَعفهف جَمیعف اَهْلف الاَْرْضف بفالدفعاءف افلَیْهف."(1) 

⛈"او کسى است که منادى از آسمان نام او را فریاد مى کند، و به سوى او 
مى خواند که همه اهل زمین مى شنوند."

💥چون راه طولانى غیبت به انتها برسد و روزگار نشستن پایان پذیرد و پرده هاى
حجاب، دامن از چشم خلق برچیند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد 
گردون و از میان آسمان نیلگون صداى دلرباى امین وحى و سیّد اهل آسمان ها 
حضرت جبرئیل(علیه السلام) در مشرق و مغرب عالم طنین انداز شود و عالمیان 
را بر سر سفره بیعت الهى صلا زند.(2) 

⛅️و نام بلند آن حجت الهى و خلیفه حضرت رسالت پناهى را با نام نامى پدر
مطهرشان بر عالمیان گوشزد نماید، انشاء الله.(3) 

💫و این است دعوت او: اى منتظران بپا خیزید که آن ذخیره الهى قیام کرده،
به سوى او آیید که اینک وقت قیام است و پایان انتظار. اى دلسوختگان! 
زمان خونخواهى حسین(علیه السلام) فرارسیده.(4) 

⚡️و اى اهل ایمان وعده الهى تحقق یافته.(5) و هر قومى به زبان خویش ندا را
متوجه شود، تا حجت بر همه تمام گردد و هیچ کس را عذر و بهانه اى نباشد. 
زیرا اوست که تمام ادیان را محو و نابود مى کند، و دین خدا را بر همه عالم 
غالب مى کند.(6) و این ندا را رمزى دیگر نیز مى باشد، 
که علامت حتمى ظهور باشد.
🌕چون راه طولانى غیبت به انتها برسد و روزگار نشستن پایان پذیرد و 
پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچیند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، 
از فراز گنبد گردون و از میان آسمان نیلگون صداى دلرباى امین وحى و سیّد اهل 
آسمان ها حضرت جبرئیل(علیه السلام) در مشرق و مغرب عالم طنین انداز شود 
و عالمیان را بر سر سفره بیعت الهى صلا زند
🌙امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "علامت را بشناس"(7) تا به گمراهى
نیفتى و در ضلالت قدم ننهى، دزدان راه و مدعیان دروغین نتوانند تو را به سوى 
خویش دعوت کنند، و این نشانى روشن براى حقیقت است. و این ندا نداى 
فجرصادق است که در صبح صادق دمیده خواهد شد، و در آخر روز، شیطان 
آخرین تلاش خویش را براى گمراهى خلق مى نماید، و مردم را به کفر و 
شرک مى خواند.(8) (افنَّ الشَّیْطانَ لفلاْفنْسانف عَدفوٌّ مفبینٌ)(9)


📚منابع:
1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 322 حدیث 29.
2 ــ بحار الانوار: ج 52 ص 290 حدیث 32.
3 ــ بحار الانوار ج 51 ص 38.
4 ــ «ثم یخرج المنتصر و یطلب بدم الحسین و دماء أصحابه.» ب
حار الانوار ج 53 ص 145 حدیث 2.
5 ــ(وَعَدَالله الَّذینَ آمَنفوا مفنْکفمْ وَعَمفلفواالصّالفحات لَیَسْتَخْلفَنَّهفمْ فی الأرْضف....)
سوره نور آیه: 55
6 ــ ( هفوَ الّذی اَرسَلَ رَسفولَهف بفالْهفدى وَدینف الحَقّف لفیفظْهفرَهف
عَلَى الدّینف کفلّفهف...)سوره توبه، آیه: 33.
7 ــ «اعرف العلامة.»
8 ــ «ثمّ ینادى ابلیس فی آخرالنهار من الأرض: ألا إنّ الحق مع عثمان وشیعته»
ارشادمفید: باب 40 ح3.
9 ــ یعنى: بدرستى که شیطان دشمن آشکارى براى انسان است.
سوره یوسف: 5.


〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
◈ کانال جـــــــــ♡ـــامع مهــدویت ◈
🆔 Telegram.me/Jame_Mahdavi
[ جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]

[ شنبه ٥ دی ۱۳٩٤ ] [ ٤:٥٦ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب