تا قیام قائم - عج
معرفی مقامات ولی زمان حضرت اباصالح المهدی-عجل الله تعالی ظهوره الشریف 

از متونی که در بحارالانوار ثبت شده و از

 مناجات های مولایمان حضرت مهدی صاحب الامر

 و الزمان (عج) خطاب سیدالشهدای اولیا

حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به

یادگار و آموزش دینداری به ما رسیده است.

خون به جای اشک الَسَّلامُ عَلَیْکَ سَلامَ

الْعارِفِ بِحُرْمَتِکَ الْمُخْلِصِ فی وِلایَتِکَ الْمُتَقَرِّبِ

إِلَی اللّهِ بِمَحَبَّتِکَ الْبَریءِ مِنْ أَعْدائِکَ، سَلامَ

 مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِکَ مَقْرُوحٌ ودَمْعُهُ عِنْدَ

ذِکْرِکَ مَسْفُوحٌ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ

الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ، سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ

 بالطُّفُوفِ لَوَقاکَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ،

وَبَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحَتُوفِ وَجاهَدَ

 بَیْنَ یَدَیْکَ وَنَصَرَکَ عَلی مَنْ بَغی

عَلَیکَ، وَفَداکَ بِرُوحِهِ وَجَسَدِهِ وَمالِهِ وَوَلَدِهِ،

 وَرُوحُهُ لِرُوحِکَ فِداءٌ، وَأَهْلُهُ لاَِهْلِکَ وِقاءٌ.

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنی الدُّهُورُ، وَعاقَنی عَنْ

نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ، وَلَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَکَ

 مُحارِباً وَلِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَداوَةَ مُناصِباً

 فَلاََنْدُبَنَّکَ صَباحاً وَمَساءً وَلاََبْکِیَنَّ

لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ، وَتَأَسُّفاً

 عَلی ما دَهاکَ وَتَلَهُّفاً، حَتّی أَمُوتَ

 بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، وغُصَّةِ الاْکْتِیابِ. [1]

(فرازی از زیارت ناحیه مقدسه)

سلام بر تو، سلام آن کسی که به

حرمتِ تو آشناست، و در ولایت و

دوستیِ تو اخلاص میورزد، و به سببِ

محبّت و ولای تو به خدا تقرّب

می جوید و از دشمنانت بیزار است؛

سلام کسی که قلبش از مصیبت

تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یاد تو

چونان سیل، جاری است؛

سلام کسی که ـ در عزای تو ـ دردمند و

غمگین و سرگشته و بیچاره

است؛ سلام کسی که اگر با تو در کربلا

 می بود، با جانش در برابرِ تیزیِ

 شمشیرها از تو محافظت می نمود، و نیمه

جانش را در دفاع از تو به دست مرگ

می سپرد، و در پیشگاه تو جهاد می کرد،

 و تو را علیه ستم کنندگانِ بر تو

یاری می داد و جان و تن و مال و

فرزندش را فدای تو می نمود، و جانش فدای

 جان تو و خانواده اش سپر بلایِ اهل بیت تو

 می بود. پس اگرچه زمانه مرا به

 تأخیر انداخت و مقدّرات الهی مرا از

 یاریِ تو بازداشت و نبودم تا با آنان

 که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانی

 که با تو دشمنی ورزیدند به ستیز برخیزم،

 در عوض، از روی حسرت و تأسّف و اندوه

 بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد، صبح و

 شام نالانم و به جای اشک برای تو خون گریه

 می کنم، تا زمانی که از سوزِ مصیبت و

 گلوگیری حزن و اندوه، زندگی ام

به پایان رسد.


[1] «بحارالانوار»، علاّمه محمّد باقر مجلسی،بیروت، مؤسسه الوفاء، ج 98، ص 317.

 

[ یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب