تا قیام قائم - عج
معرفی مقامات ولی زمان حضرت اباصالح المهدی-عجل الله تعالی ظهوره الشریف 

ابن اورمه می گوید : در زمان خلافت متوکل به
سامرا رفتم و بر سعید حاجب وارد شدم. متوکل ابوالحسن علیه السلام را به او سپرده
بود  تا آن حضرت را بکشد. سعید به من گفت:
می خواهی خدایت را ببینی؟ گفتم: سبحان الله! خدا را که چشم ها نمی بینند! گفت: کسی
را که شما امام خود می پندارید گفتم بی میل نیستم که او را ببینم.

سعید گفت من مامور قتل او شده ام و فردا این کار
را به انجام می رسانم. پس هر گاه رئیس دیوان بریدبیرون شد  تو وارد شو. چندان نگذشت که او بیرون شد و من
وارد شدم. دیدم امام نشسته است و قبری کنده شده! سلام دادم و به شدت گریه کردم.
پرسیدند چرا گریه می کنی! عرض کردم گریه من برای این وضعی است که می بینم. فرمود:
گریه نکن که اینها به مقصودشان نمی رسند و بیش از دو روز نخواهد گذشت که خداوند خون آن شخص و رفیقش را خواهد ریخت. به خدا سوگند روز بیش نگذشته بود که سعید را کشتند.

مهجه البیضاء ج 4 ص 374

[ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥۸ ‎ب.ظ ] [ میرناصر بوذری ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب